{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در جنگلی دور افتاده بودم میخواستم برای عشقم نامه ای بنویس

در جنگلی دور افتاده بودم میخواستم برای عشقم نامه ای بنویسم، میخواستم شروع کنم قلم نداشتم تنه درخت را بریدم ولی جوهر نداشتم
رگ دستم را بریدم و با خون آن نوشتم "دوستت دارم"
دیدگاه ها (۱۰)

یک روز میرسدکه یک ملافه سفید پایان میدهدبه من،به شیطنت هایم،...

همیشه فقط یه چیز از خدا میخوام:دلم سرعت زیاد میخواد..صدای مو...

در جنگلی دور افتاده بودم میخواستم برای عشقم نامه ای بنویسم، ...

در جنگلی دور افتاده بودم میخواستم برای عشقم نامه ای بنویسم، ...

دارم خاطراتمون رو مرور می‌کنم؛ لرزشِ دستم را حس می‌کنم وقتی ...

forced marriage"single part. ات : بسه دیگه شوگا : زنیکه عوضی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط