در رویایی ناتمام

در رویایی ناتمام،
#دست‌ های هم را گرفته‌ایم
و هر روز #عمر مان را به اتفاق سپری می‌کنیم...
در خیالِ من به پای هم #پیر می‌شویم.

✍️ #محمد_صالح_علاء
@peyvandha


؛__________❤__________

#شعر #نثر
#گنجینه_ادب_فارسی
#ادبیات_فارسی
#سرای_فارسی
#آشیانه_شعر_نثر
#داستان #داستانک
#حکایت #شعر_آیینی
#خیال #ناتمام #رویا
#صالح_علاء
دیدگاه ها (۱)

#زندگـی ، فهم نفهمیدن‌هاستآسمان، نور، #خدا، عشق، سعادت،با ما...

گفتم #غم تو دارم گفتا غمَت سرآیدگفتم که #ماه من شو گفتا اگر ...

نه #تو می مانی و نه #اندوهو نه #هیچ یک از مردم این آبادیبه #...

عزیزون از غم و #درد_جداییبه چشمونم نمانده #روشناییگرفتارم به...

#نصیحت پادشاهان کردن کسی را مسلم بود که #بیم سر ندارد یا #ام...

گویند مرا چو زاد #مادرپستان به دهن گرفتن آموختشبها بر #گاهوا...

وقتی به جهل جوانی بانگ بر #مادر زدم، #دل_آزرده به کنجی نشست ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط