{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در رویایی ناتمام،

در رویایی ناتمام،
#دست‌ های هم را گرفته‌ایم
و هر روز #عمر مان را به اتفاق سپری می‌کنیم...
در خیالِ من به پای هم #پیر می‌شویم.

✍️ #محمد_صالح_علاء
@peyvandha


؛__________❤__________

#شعر #نثر
#گنجینه_ادب_فارسی
#ادبیات_فارسی
#سرای_فارسی
#آشیانه_شعر_نثر
#داستان #داستانک
#حکایت #شعر_آیینی
#خیال #ناتمام #رویا
#صالح_علاء
دیدگاه ها (۱)

ای دوست بنه شرح غم دلتنگیآغاز نما حکایت یکرنگیاز رنگ زمانه و...

#مال از بهر آسایش #عمر است نه عمر از بهر گرد کردن مال. عاقلی...

صد دانه یاقوتدسته به دستهبا نظم و ترتیبیک جا نشستههر دانه‌ای...

دست #عشق از دامنِ دل دور باد!می توان آیا به دل دستور داد؟می ...

#غمخوار من! به خانه ی غم ها خوش آمدیبا من به «جمع» مردم تنها...

این قوم، مرامش #علوی بوده همیشهاز بس که #علی گفته، قوی بوده ...

در این #پویش یکی از مطالب صفحه‌‌تان ویژه خواهد شد. ؛ 🌱🌱🌱🌱🌱🌱 ...

الا ای آنکه پیش دشمنان سینه سپر دارییک‌امشب را ملالی نیست لا...

این قوم، مرامش #علوی بوده همیشهاز بس که #علی گفته، قوی بوده ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط