{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

قرار نبود هر شب

قرار نبود هر شب
یکی
پشت پنجره
اشک هایش را پاک کند
و به اندازه ی دلتنگی هایش
ستاره ها را بشمرد..
حتی
قرار نبود کسی برود
و من
این ها را بنویسم!

🍁 🍁 🍁 🍂 🍂 🍂 🍂
دیدگاه ها (۱)

اگه مامانمو تو تلگرام دیدینبهش بگید من هنوز تو سینک ظرفشوییم...

خـدایـــاجا بـہ اندازہ‌ے تنہـایــے مـن دارے...! ڪہ امـشــب ر...

دوست مجازی نمیدانم ازکدام شهری!پیری یا جوان ؟؟نزدیکی یا دور ...

😂 😄 😄 😄 😄

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط