چون که بند آخرین را بست او
چون که بند آخرین را بست او
یاد طفلانش بزد بر دست او
بر یتیمانش چنین آواز کرد
ناله زد او اشک را آغاز کرد
گفت هلمو وداع آخر است
این فراق او لقاء دیگر است
فاطمه از جان و از دل آه کرد
اشک را با ناله ها همراه کرد
سوی طفلان دست خود را باز کرد
مادر است او بر یتیمان ناز کرد
پس ندا در داد هاتف از سما
یا علی ارفعهما ارفعهما
آسمان ها در غمش بی تاب شد
نظم هستی زین سبب بر آب شد
گفت ای طفلان من پا بر نهید
دست بر دست رضای حق دهید
یاد طفلانش بزد بر دست او
بر یتیمانش چنین آواز کرد
ناله زد او اشک را آغاز کرد
گفت هلمو وداع آخر است
این فراق او لقاء دیگر است
فاطمه از جان و از دل آه کرد
اشک را با ناله ها همراه کرد
سوی طفلان دست خود را باز کرد
مادر است او بر یتیمان ناز کرد
پس ندا در داد هاتف از سما
یا علی ارفعهما ارفعهما
آسمان ها در غمش بی تاب شد
نظم هستی زین سبب بر آب شد
گفت ای طفلان من پا بر نهید
دست بر دست رضای حق دهید
- ۴۰۷
- ۲۲ بهمن ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط