{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

پارت ۳۵

پارت ۳۵

ویو کوک

تهیونگ رو به سختی بیدار کردم
طفلکی نیلا راست می‌گفت خیلی توی وضعیت بدی قرار داشتیم منو تهیونگ
عذاب وجدان تمام بدم رو گرفته بود
باید توی اولین موقعیت از دلش در بیارم
بعد از دستشویی رفتن و کارای لازم رفتیم پایین که صبحانه بخوریم
نیلا با ولع داشت صبحانه میخورد ولی تا چشمش خورد به من رفتارش صدو هشتاد درجه تغییر کرد
انگار که یه لحظه لقمه توی گلوش گیر کرد حالت صورتش عوض شد و چشماش
اون چشمای کشیده و همیشه خمارش
از توی چشماش غم رو میشد فهمید
غمی که از بی کسی و غریبی بود
از بی پناهی
از اینکه همه چیزش رو باخته
و لعنت به من که دخترونگیشو ازش گرفتم
رفتم و نشستم روی صندلی
تا من نشستم نیلا از جاش پاشد و با عجله به سمت اتاقش رفت

× میگم داداش کوک!

- جونم ؟

× چیزی به نیلا گفتی از وقتی از اتاق تو اومده بیرون تو خودشه

& اها راستی آقای جئون میشه بگی اون شبی که ازش حرف میزدی داستانش چیه

- تو مگه خواب نبودی

& کر که نیستم شنیدم اِمممم هانا نیلا حالش خوب نیست تنهاست برو پیشش تا بدتر نشده

× باشه

بعد از رفتن هانا ، تهیونگ آروم توی گوش جونگ کوک زمزمه کرد

& ببینم کوک تو با این دختر چکار کردی

- مست بودم یعنی جفتمون مست بودیم

& ای وای گند زدی کوککک

- تقسیر من نبود

& ببین از این به بعد بهش کمتر از گل بگی میکشمت

- چی شده تو شدی مدافع دخترای مردم

& نیلا فرق داره

- اها اونوقت چه فرقی

& کوک اون ‌‌‌‌‌..... ببین خیلی چیزا هست که تو نمیدونی نه تنها تو همه مخصوصا نیلا فقط اینو بهت بگم که اون خیلی بدبختی کشیده ترو خدا حواست بهش باشه
حواست به سوهو هم باشه نزاری اذیتش کنه هااا

- تو فکر میکنی کی باعث شد عروسی بهم بخوره
اگه من نبودم الان معلوم نبود سوهو چه بلاهایی سر نیلا آورده

& سر دزدین سوهو که خودمم کمک کردم لاشی

ویو نیلا

از خودم متنفر
متنفرم از خودم که گذاشتم اون کار رو باهام بکنه که الان هر وقت خواست با یادآوری بهش عذابم بده
کاشکی منم با جانگا میمردم
( جانگا همون برادرش که تو بچگی از دستش داده )

× من که میدونم یه اتفاقی بین تو و کوک افتاده حالا توهیچی نگو اخر خودم میفهمم

+ چیزی نیست هانا امروز زیاد روال نیست وگر نه مشکلی ندارم

× مطمعنیییی

+ بلهههههههه
دیدگاه ها (۱۱)

شب تولدم فصل 3پارت 4پسره: باشه حالا چرا ناراحتی ات: چون تو ر...

قمار یا زندگی پارت۴۲

### پارت ۸: خنجرِ پنهان در تاریکیبارون به شدت به شیشه‌هایِ ع...

عقد با رئیس مافیا 𝒫𝒶𝓇𝓉 21تهیونگ چند ثانیه هیچ حرفی نزد.حرف د...

فیک . ( عشقی که نباید رخ میداد )

The unwanted Roommate ویو جئون جونگ کوک: از امروز که وارد شر...

ℳ𝒴 𝒹𝒶𝓇𝓀 ℎℯ𝒶𝓇𝓉 ... (:🖤Part : twenty twoویوی تهیونگ :صبح با صد...

#in_your_eyespart_11۱ویو کایلاخونه از همون صبح شلوغ شده بودچ...

### پارت ۹: انتخابِ اجباریانبارِ قدیمی اسکله، بویِ مرگ و اند...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط