{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

میروم خسته و افسرده و زار

میروم خسته و افسرده و زار

سوی منزلگه ویرانه ی خویش

بخدا میبرم از شهر شما

دل شوریده و دیوانه ی خویش


میبرم، تا که در آن نقطه دور

شستشویش دهم از رنگ گناه

شستشویش دهم از لکه ی عشق

زینهمه خواهش بیجا و تباه


میبرم تا ز تو دورش سازم

زتو، ای جلوه امید محال

میبرم زنده بگورش سازم

تا از این پس نکند یاد وصال

 

ناله میلرزد، می رقصد اشک

آه، بگذار که بگریزم من

از تو، ای چشمه ی جوشان گناه

شاید آن به که بپرهیزم من

 

بخدا غنچه ی شادی بودم

دست عشق آمد و از شاخم چید

شعله ی آه شدم، صد افسوس

که لبم باز بر آن لب نرسید

 

عاقبت بند سفر پایم بست

میروم، خنده به لب خونین دل

میروم، از دل من دست بدار

ای امید عبث بی حاصل



#عاشقانه ...
دیدگاه ها (۵)

فریاد و های و هوت تحمل نمی شودباشد...چرا سکوت تحمل نمی شود؟!...

به این شکسته بی دست و پای سرگردانیقین گم شده اش را به عشق بر...

روز اول پیش خود گفتمدیگرش هرگز نخواهم دیدروز دوم باز میگفتمل...

امشب از آسمان دیده توروی شعرم ستاره می بارددر سکوت سپید کاغذ...

♛ مرضیــه♜♚♥ ℒ♡ⓥℯॐ ♌🌞✿ می روم خسته و افسرده و زار سوی منزلگه...

پارت ۱۱ایتاچی پاکت قرص را برداشت. خش خش ان زیر انگشتانش باعث...

پارت ۱۲برگشت ساسکه به قلعه، با اتفاقات خوشایندی همراه نبود. ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط