داستانامشب

#داستان_امشب...

گویند ناصرالدین شاه در بازدید از اصفهان با کالسکه سلطنتی از میدان کهنه عبور می‌کرد که چشمش به #ذغال_‌فروشی افتاد.

مرد #ذغال_فروش فقط یک شلوارک به پا داشت و مشغول جدا کردن ذغال از خاکه #ذغال ‌ها بود و در نتیجه گرد ذغال با بدن عرق کرده و عریان او منظره وحشتناکی را بوجود آورده بود.

ناصرالدین‌شاه سرش را از کالسکه بیرون آورده و ذغال‌فروش را صدا کرد. ذغال فروش بدو آمد جلو و گفت: «بله قربان.»

ناصرالدین شاه با نگاهی به سر تا پای او گفت: «جنهم بوده‌ای؟»

ذغال فروش زرنگ گفت: «بله قربان!»
شاه از برخورد ذغال‌فروش #خوشش آمده و گفت:

«چه کسی را در #جهنم دیدی؟»
ذغال‌فروش حاضرجواب گفت:

«این هایی که در رکاب اعلا حضرت هستند، همه را در جهنم دیدم.»

شاه به فکر فرورفته و بعد از مکث کوتاهی گفت:

«مرا آنجا ندیدی؟»‼️

ذغال‌فروش فکر کرد اگر بگوید شاه را در جهنم دیده که ممکن است دستور #قتلش صادر شود، اگر هم بگوید که ندیدم که حق مطلب را ادا نکرده است. پس گفت:

✔️«اعلاحضرتا، حقیقش این است که من تا ته جهنم نرفتم!»
دیدگاه ها (۶)

دوگاف در قسمت جدید سریال شهرزاد یکی هنگامی که مادر شهرزاد از...

یادی از نخستین بانوان پیروز ایرانی!:★تقدیم به خانمهای ایران ...

#استان_یزد و جاذبه های #گردشگری آن#قسمت_دهم#پارک_کوهستان_یزد...

تصویر نجومی روز ناسا (۱۱اردیبهشت۹۵):قمری برفراز ماکی‌ماکی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط