الکسا و آدم های عجیب

🥀 ال‍‌ک‍‌س‍‌ا و آدم ه‍‌ای ع‍‌ج‍‌ی‍‌ب 🥀
#پارت_یازدهم

دور هم تو پذیرایی نشسته بودیم .. بلند شدم تا برم به زن عموم کمک کنم
زن عمو قهوه ها رو اورد و منم شیرنی ها رو !
بعد از پذیرایی کردن و کمی بگو و بخند ، آلیس (دختر عموم) گفت که بریم اتاقش .. من و هومان و هورا و داداشم همراه آلیس رفتیم اتاق
در طی دقایقی که تو اتاق گذشت به این پی بردم که هومان (پسر دوست عموم) ذهن بسیار فولی داره ! و مطالبی که میدونه خیلی زیاده .. نمیدونم چرا ولی حس میکردم که هومان میتونه بهمون کمک کنه برای کشف زندگی آدم های عجیب !

+با اجازتون من فعلا برم
نخواستم الکس با من بیاد چون ممکن بود مشکوک شن

رفتم به عموم گفتم تا یکمی باهاش خصوصی حرف بزنم

+عمو به نظر من هومان میتونه بهمون کمک کنه .. خب .. خب تا الان فهمیدم که هوشش عالیه ! از عالیم اونور تر

لبخندی زد و با مهربونی جواب داد

_ بله الکسا ! هومان خیلی زرنگه .. به کشف کردن علم و چیزهای جدید هم علاقه ی شدیدی داره . اگه بخوای ازش بخوایم به اکیپ ما بیاد که خب آره فکر بدی نیست


از این پارت به بعد برای پارت‌ گذاری شرایط دارع شرایطش رعایت شد ، شد نشدم نشد:/اگع نشد دیگ نمیزارمش :)
خب
پنج تا کامنت
ده تا لایک ^-^
دیدگاه ها (۲)

خیلیم زیبا و متین تنکیو -°-

البت ک دگ مح متونم برا خدم تصمیم بگیرم :/

غمات مال خدت پول داشتی بیا نصف نصف🥺✨😂

من فقط عاشق تخت خواب و مامانمم 😞😂✨

پارت ۷ فیک دور اما آشنا

پارت ۸ فیک دور اما آشنا

ندیمه عمارت

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط