{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

صدایت میزنم ...

صدایت میزنم ...

پرستوها لال میشوند .

نگاهت میکنم ...

شب رنگش را به چشمان تو میبخشد .

دست هایت را

میگیرم ...

خورشید جلوی پاهای من زانو میزند .

در آغوشت آمدم ...

دیگر ادامه ی شعر یادم رفت....
دیدگاه ها (۴)

داداشم عشقمه♥چون همیشه باهامه توقلبمه♥خیلیییییییی دوسش دارمم...

و چه زیباست دیدن آسمان شهر چشمانت به وقت لبخند ...لبخند که م...

خوشبختی داشتن کسی است…که بیشتر از خودشتــــــــــو را بخواهد...

هــَـر آدََمـــی ↓↑یه اِســمی تو زِندِگـیش هَسـت↓↑ ←کــه هَـ...

سلامممم به همگی چطورین؟امیدوارم همطون حالتون خوب باشه خیله خ...

«وقتی فرشته ای آرزو میکند » دست غبار گرفته ام را با انگشت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط