{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

روزی زنی عقربی رادید درون آب دست وپامیزند؛

روزی زنی عقربی رادید درون آب دست وپامیزند؛


تصمیم گرفت عقرب رانجات دهد؛ اماعقرب انگشت او رانیش زد، زن باز هم سعی کرد تا عقرب را از آب بیرون بکشد، اما عقرب بار دیگر اورانیش زد.رهگذری او رادید وپرسید:برای چه اصرار داری عقربی را که مدام تو رانیش میزند نجات دهی؟
زن پاسخ داد:این طبیعت عقرب است که نیش بزند ولی طبیعت من عشق ورزیدن است؛
تقدیم به کسانی که نیش عقربهارا خوردند وبازهم عشق ورزیدند....!!
دیدگاه ها (۳)

+ یه چی بگم،دعوام نکنیا، عصبانیم نشو، خوشت نیومد فقط جواب ند...

پرستواز کجا می آییاز کدام سو!!؟از کجای دنیا که سرزمینت نشد ،...

بیایید برای یکبار هم که شده قضاوت نکنیم! نکنیم!!!... کار سخت...

خسته نیستم فقط دیگر کمی حوصله ام سر رفته استاز این همه شب بی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط