{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

my ex

my ex
p.21


چند هفته گذشته بود.

زندگی ا.ت مثل یه ساعت دقیق کار می‌کرد.

صبح زود بیدار می‌شد، می‌رفت سر کار، بهترین آرایشگر بود، برمی‌گشت خونه، مطالعه می‌کرد و می‌خوابید.

هیچ جای زندگیش برای جونگ‌کوک یا گذشته‌ی دردناکش خالی نبود.

ولی جونگ‌کوک دست‌بردار نبود.

پیغام‌های بی‌جواب، تماس‌های نادیده گرفته شده، حتی دیدارهای اتفاقی که انگار از قبل برنامه‌ریزی شده بودن.

امروز، تو یه مراسم مهم، دوباره پیداش شد.

مثل سایه.

تو گوشه‌ای ایستاده بود و نگاهش می‌کرد.

وقتی ا.ت داشت با یکی از کارگردان‌های معروف حرف می‌زد، جونگ‌کوک خودشو رسوند.

«می‌تونم چند لحظه وقتت رو بگیرم؟»

صداش گرفته بود، انگار چند روز نخوابیده بود.

ولی ا.ت مثل یه دیوار یخی بود.

«وقتم آزاده. ولی برای تو نیست.» «ا.ت، خواهش می‌کنم. فقط یه بار دیگه فرصت بده.» «فرصت؟»

خنده‌ی سردی کرد.

«تو آخرین فرصتت رو داشتی. همون شبی که منو پرت کردی بیرون. یادت رفته؟»

جمعیت اطرافشون کمتر شد.

همه داشتن نگاه می‌کردن.

«اون شب… من مست بودم. گیج بودم. نمی‌دونستم چی کار می‌کنم.» «الان مستی؟ یا هنوزم همون آدم سابق؟»

چشم‌های جونگ‌کوک پر از التماس بود، ولی ا.ت فقط بی‌تفاوتی رو نشون می‌داد.

«من الان کار دارم. لطفا مزاحم نشو.»

و با لحنی قاطع، برگشت و به سمت میز کارگردان رفت.

جونگ‌کوک پشت سرش موند.

دست‌هاش مشت شده بود.

انگار داشت با خودش می‌جنگید.

از یه طرف عشق و وابستگی، از طرف دیگه خشم و حس تحقیر.

لحظه‌ای بعد، با یه حرکت ناگهانی، لیوان نوشیدنی رو که دستش بود، به دیوار پشت سر ا.ت کوبید.

صدای شکستن شیشه و پاشیدن مایع، همه رو شوکه کرد.

ا.ت برگشت.

صورتش خیس بود.

جونگ‌کوک با چشم‌های وحشی بهش زل زده بود.

«تو منو به جنون می‌کشونی، ا.ت!»

و بعد، قبل از این‌که کسی بتونه جلوشو بگیره، رفت.

ا.ت همون‌جا ایستاد.

قلبش تند می‌زد.

این بار نه از ترس، از خشم.

خشم از بازی‌های جونگ‌کوک.

دوباره بهش اثبات شده بود که نباید به این آدم نزدیک بشه..........
ادامه دارد.........
برای پارت بعدی
۴۰ لایک
۴۰ کامنت
اگه شرط ها رو برسونین فردا ۳ پارت آپلود میکنمممم🥳🥳🥳
دیدگاه ها (۳۲)

میدونی نویسندگی با خوندن آهنگ چه وجه اشتراکاتی داره؟اینکه هر...

my exp.20فضای بک‌استیج ساکت نبود، ولی بین اون دوتا سکوت سنگی...

پارت ۳ 🖤❤️خوناشام جذاب من ❤️🖤ویو جونگ کوکا/ت رفت داخل یه کوچ...

سلام سیسی ها میخوام فیک بنویسم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط