نبودی تا ببینی که بدون تو چه ها ...
.....
نبودی تا ببینی که بدون تو چه ها کردم
چه غوغایی میان دل چه آشوبی به پا کردم
خودت قاضی قضاوت کن کجا دیدی چنین عشقی؟!
وفا کردم جفا کردی، جفا کردی وفا کردم
به من گفتی تو مغروری و محکومی به تنهایی
ببین من اشک میریزم... غرورم را رها کردم
پس از تو پنجره دیگر دلش یخ بست از سرما
ندارد فایده هرچه برای شیشه/ها کردم
هنوزم بوی تو دارد لباسم را که میپوشم
به این عطری که جا مانده برایم اکتفا کردم
شبی در خواب دیدم که صدایم میکنی: کاوه
شدم بیدار و صدها بار جانم را فدا کردم
ندادی مهلتم حتّی بگویم من خداحافظ
که حافظ در گلو ماند و چه گریه با خدا کردم… ..
نبودی تا ببینی که بدون تو چه ها کردم
چه غوغایی میان دل چه آشوبی به پا کردم
خودت قاضی قضاوت کن کجا دیدی چنین عشقی؟!
وفا کردم جفا کردی، جفا کردی وفا کردم
به من گفتی تو مغروری و محکومی به تنهایی
ببین من اشک میریزم... غرورم را رها کردم
پس از تو پنجره دیگر دلش یخ بست از سرما
ندارد فایده هرچه برای شیشه/ها کردم
هنوزم بوی تو دارد لباسم را که میپوشم
به این عطری که جا مانده برایم اکتفا کردم
شبی در خواب دیدم که صدایم میکنی: کاوه
شدم بیدار و صدها بار جانم را فدا کردم
ندادی مهلتم حتّی بگویم من خداحافظ
که حافظ در گلو ماند و چه گریه با خدا کردم… ..
- ۵.۱k
- ۱۱ شهریور ۱۳۹۵
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط