{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

.....

.....
نبودی تا ببینی که بدون تو چه ها کردم
چه غوغایی میان دل چه آشوبی به پا کردم

خودت قاضی قضاوت کن کجا دیدی چنین عشقی؟!
وفا کردم جفا کردی، جفا کردی وفا کردم

به من گفتی تو مغروری و محکومی به تنهایی
ببین من اشک میریزم... غرورم را رها کردم

پس از تو پنجره دیگر دلش یخ بست از سرما
ندارد فایده هرچه برای شیشه/ها کردم

هنوزم بوی تو دارد لباسم را که میپوشم
به این عطری که جا مانده برایم اکتفا کردم

شبی در خواب دیدم که صدایم میکنی: کاوه
شدم بیدار و صدها بار جانم را فدا کردم

ندادی مهلتم حتّی بگویم من خداحافظ
که حافظ در گلو ماند و چه گریه با خدا کردم… ..
دیدگاه ها (۵)

***اکتفا***روز و شب نامت را صدا کردم هرچه بود و نبود را رها ...

روز و شب نامت را صدا کردم هرچه بود و نبود را رها کردمخواستم ...

روز و شب نامت را صدا کردم هرچه بود و نبود را رها کردمخواستم ...

تورا از بین صدها گل من احمق جدا کردم نفهمیدم غلط کردم من از ...

جالبه👇 👇 👇 👇 تو را از بین صدها گل من احمق جدا کردمنفهمیدم غل...

⭕️ عشق غرور ⭕️قسمت دهمکم کم داشتم مقاومتم را از دست میدادم...

جونگکوک گوشی اش را روی میز گذاشت و هر دو دست هایش را در هم ق...

«منشورِ اعظمِ دکترینِ حَد: استنطاقِ آنتولوژیکِ ساختار و اِعا...

رمان سبز یشم زیر باران🍀🖤پارت نهمکتابخانه برای چند ثانیه کامل...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط