{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بهش گفتم حس میکنم همیشه خدا تنبیهم میکنه .. حق هم داره ،

بهش گفتم حس میکنم همیشه خدا تنبیهم میکنه .. حق هم داره ، با گناهایی که کردم ...

آروم گفت : خیلی خودتو تحویل گرفتی ..

و ما انا یا سیدی و ما خطری..(و من کی هستم ای آقای من و چه اهمیتی دارم؟) کی باشی که خدا با اون همه عظمتش از در تنبیه و عقوبت و مبارزه باهات دربیاد ..

راست میگفت.. حرفاش مثل بارون کویر دلم رو سیراب میکرد ..

من به چه جرأتی این همه نسبت به خدا بدبین بودم ..

مگه نخوندم : الهی انت اوسع فضلا و اعظم حلما من ان تقایسنی بعملی(خدای من فضل تو گسترده تر و بردباری ات بزرگتر از آن است که مرا با عملم بسنجی)


خدایا ..

ببخش جسارت های همیشگیم رو .. ببخش این طرز نگاه کج و بدبینی هام رو .. که تنها غضب و خشمت رو دیدم .. فکر کردم هی امتحان میکنی که مچ بگیری و بزنی تو ذوقم و به سنگ و هیزم های جهنم اضافه م کنی ..

از رحمتت غافل شدم .. نفهمیدم .. ندیدم .. نمیدونم .. هرچی بود بچگی کردم

من ! همون بچه ای که هیچ وقت بزرگ نشد .. انا الصغیر الذی ربیته (من کوچکی هستم که تو تربیتش کردی) ..
دیدگاه ها (۵)

خدمتی که به اصلاح آزادی غرب در حق زن انجام داد

حجاب نه محدودیت بود نه مصونیت نه صدف که من مروارید در ان جای...

پارکینگ مسافرای پیاده روی اربعین

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط