ای گل از دیده مرو تا دَمِ جان بنشیند

ای گل از دیده مرو تا دَمِ جان بنشیند
نفسی باش که این باد خزان بنشیند

آمدی در دل و برخاست به تعظیم تو جان
بنشین، ورنه محال است که جان بنشیند

هرکه را کعبه بَرد در گروِ راحله نیست
می‌رود گر همه، بر ریگ روان بنشیند

با غم من دلِ دریا تُنُک آب است، مباد
کشتی آنجا به گِل از بار گران بنشیند

به نگاهی بفروشد همه سرمایه‌ی ناز
بی‌تو گر عشوه زمانی به دکان بنشیند

دامن‌افشان بگذشت از همه عالم «محمد »
تا به کِی در گروِ سود و زیان بنشیند...

🔥
دیدگاه ها (۰)

#جان#خاص#تکست_عاشقانه#کپشن_کوتاهآمدی در دل و برخاست به تعظیم...

امروز نه آغاز و نه انجام جهان استای بس غم و شادی که پس پرده ...

ــــــــــــــــــــــامروز نه آغاز و نه انجام جهان استای بس...

درود بر شرف دوستان بزرگوارم ایام بسیار خوبی برای شما آرزو می...

معصومعلی مسکینی

بشنـو این نی چون شکــایت می‌کـــنـد از جـداییــهـــا حکـــ...

طولانیه اما بخونید بسیار زیباس ● مشاعره ای بسیار جالب و در ع...

زاهدا چندی بیا با ما به‌خلوت یار باشصحبت احرار بشنو محرم اسر...

خماری !!

گر بنا باشد که بحران را مدیریت کنیمباید اول مغز انسان را مدی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط