{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آتیشی که از بارون شروع شد

آتیشی که از بارون شروع شد

ادامه ی پارت بیستم

یک صدای زنانه از تاریکی طبقه بالا شنیده شد:

؟؟؟: جونگکوک...

جونگکوک خشکش زد.

رنگ از صورتش پرید.

ا. ت: جونگکوک؟

صدا دوباره شنیده شد.

؟؟؟: پسرم...

جونگکوک با ناباوری به پله‌ها خیره شد.

مادرش...

که همه فکر می‌کردند ناپدید شده...

بالای پله‌ها ایستاده بود.

اما پشت سرش...

یک مرد ناشناس دستش را گرفته بود.
ادامه
دیدگاه ها (۰)

استوری اینستا نامجون#بی_تی_اس

قربونش برم من 🎀🥰#جونگکوک

آتیشی که از بارون شروع شدادامه پارت 20---ویوی ا. تداخل عمارت...

آتیشی که از بارون شروع شدprt, 20ویوی ا. تجلوی عمارت ایستاده ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط