{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

فورینا عام باش میاو لباس پوشیدم و ادکلنمو زدم و از

فورینا. عام..... باش میاو لباس پوشیدم و ادکلنمو زدم و ازوم از پله ها رفتم پایین و کفشامو پوشیدم و درو باز کردم و دیدم بله اقا تکیه داده به ماشین و منتظرمنه با سری در ماشینو برام باز کرد و منم نشستم بهد رفت و خودش پشت فرمون نشست شروع کرد به روندن ماشین...... سکونی بینمون حکمران بو که با صدای لوکاس شکست
لوکاس. هنوز نتونستم دلتو ببرم؟؟
فورینا. با شیطنت که توی چشمام موج میزد گفتم نمیدونم شاید
لوکاس خنده ای کردو گفت
لوکاس. باش پرنسسم بازم تلاش میکنم
و دیگه حرفی بینمون رد و بدل نشد شیشه ماشینو دادم پایین و به بیرون خیره که یهو جیغ کشیدم و خنده ای بلندی کردم
لوکاس هم با خنده من خندید و گفت فرشته ی من دیونه بازی میکنه... نمیدوستم از این کارا هم بلدیبعد چند ساعت چرخیدن جلوی یه سوپر ماکت بزرگ نگه داشت وارد شد و خرت و پرت خوردنی خرید همراه با چندتا عروسک واردم واشین شد و به سمت خونه حرکت کرد وقتی رسیدیم گفت
پرنسسم.....
نزاشتم حرف بزنه و گونشو بوسیدم و گفتم
فورینا. بابای و یه خنده دلگرم کننده ای زدم و رفتم داخل به سمت اتاق رفتم و خوراکی هارو روی یخچال کوچولو داخل اتاقم گذتستم ولباس های قبلیم رو پوشیدم و به ساعت نگاه کردم که 5نیم بد سرمو گذاستم روی بالشت و با فکر کردن به لبخندش به خواب رفتم......




لباس ددومی لباس لوکاس برای بیرون رفتن
سومی هم لباس فورینا برابیرون رفتن
لایک و کامنت یادتون نره خوشگلای من بوس بهتون بای 🎀✨🎀✨🎀
دیدگاه ها (۱)

پرنسس کوچولوی من پارت 20

یکم از کراشم بزارم لوکاس اسم اصلیش میمچوله

پرنسس کوچولوی من پارت 19

پرنسس کوچولوی من پارت 4

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط