{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مثل سابق واژه ها دیگر مودب نیستند

مثل سابق واژه ها دیگر مودب نیستند
سینه ها از مهربانی ها لبالب نیستند

صحبت از دلدادگی ها میشود اما دگر
عاشقان ،دل داده بودن را مخاطب نیستند

می گََزد این قلب ما را حرف های دوستان
گر چه آنها ظاهرا هم شکل عقرب نیستند

من برای هر که تب کرده برایم،، مرده ام
مَردم این شهر حتی پایه ی تب نیستند

دین پرستان را نمیدانم به چشم من چرا
با همه پوشیدگی هاشان محجب نیستند

صاحبان دل به وقت دل سپاری در جهان
نوبت ما چون رسد دارای منصب نیستند

یک نظر در اسمان قلب ما گر بنگری
لحظه ای ماه و ستاره عاشق شب نیستند
دیدگاه ها (۳)

امـدی، جـانـم بـه قـربـانـت ولــی حـالا چـرا بی وفـا حـالا...

ساغر پر زشرابم خودت میدانی گ...

یک عمر باید بگذردتا بفهمی بیشتر غصه هایی که خوردینه خوردنی ب...

دلم یک کلبه می خواهددرون جنگل پاییزبه دور از رنگ آدم ها،من و...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط