{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عشق در تاریکی

عشق در تاریکی
فصل: 2
پارت: 17

( باید بگم که الیس و جونگکوک الان ازدواج کردن)

انا و تیهونگ فهمیده بودن که منو جونگکوک ازدواج کردیم
بخاطر انتقام اونا هم باهم ازدواج کردن

ویو انا

من فهمیدم که رفیق صمیمیم قراره با عشق زندگیم ازدواج کرده و با تیهونگ دست به یکی کردیم از اونا اتنقام بگیرم و ماهم با هم ازدواج کردیم
امشب با تهیونگ به یه مهمونی دعوت شده بودیم که اونا هم اونجا بودن و مهمونی ساعت9 برگزار میشد الان ساعت 8 بود
و من هنوز اماده نبودم برای همین بلند شدم اماده شدم
و با تیهونگ به مراسم رفتیم
داخل مراسم اونا رو دیدم که چقدر باهم خوب بودن من تیهونگ هم مثل اونا بودیم و برای اینکت پیشتر حرسشون رو دربیارم رفتم و از تیهونگ لب گرفتم و همو بوسیدم قشنگ جلو چشم اون دوتا بعد از بوسه من رفتم دستشویی بعد از ایمکه میخواستم برگردم یه نفر دستم رو کشید و به به خودش چسبود میخواستم بزنمش ولی دیدم جونگکوک هست گفتم ولم کن و هر کاری کردم نتونستم از دستش خلاص بشم و همش منو پیشتر به خودش میچسوند اون بهم گفت چرا تهیونگ رو بوسیدم منم گفتم که نمیتونم شوهرم رو ببوسم گفت که....

ادامه دارد

شرط 30 کامنت
30 لایک
دیدگاه ها (۰)

فالو شه @nia_sh3

عشق در تاریکی به پایان فصل یک رسید و بعد از نوشته شدن فصل دو...

عشق در تاریکی پارت: 15 ویو الیس پدرم بهم زنگ زد و یه خبر خیل...

اجباری ازدواجP:5"ویو الیزابت"رفتم جموم لباسمو پوشیدم و رفتم ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط