خبر ازدل چه بگویم که گرفتار تب است
خبر ازدل چه بگویم که گرفتار تب است.....
دل بیحوصله چندیست که جانش به لب است...
نه به میخانه روددل،نه دگر تشنه به می؛
نه دگرشوق ملاقات پریسای شب است...
پرپروازدل ما به خدنگی بشکست...
گوییا قرعه ی دل،ناوک میرالغضب است...
یارمارابه لب تیغ وکمان بردشبی...
چه خوش آیدکه دلارام،پریشان طلب است...
شورومستی نه زمی،ازلب میگون برسد...
بوسه برجام دگرگون شده همچون رطب است...
ساغردل اگرازخون«کویر»است،بنوش
کورمژگان دوخورشید سیه درعطب است...!
دل بیحوصله چندیست که جانش به لب است...
نه به میخانه روددل،نه دگر تشنه به می؛
نه دگرشوق ملاقات پریسای شب است...
پرپروازدل ما به خدنگی بشکست...
گوییا قرعه ی دل،ناوک میرالغضب است...
یارمارابه لب تیغ وکمان بردشبی...
چه خوش آیدکه دلارام،پریشان طلب است...
شورومستی نه زمی،ازلب میگون برسد...
بوسه برجام دگرگون شده همچون رطب است...
ساغردل اگرازخون«کویر»است،بنوش
کورمژگان دوخورشید سیه درعطب است...!
- ۹۶۱
- ۲۷ دی ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط