{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

رو دستم تقلب نوشتم رفتم سر جلسه یه دفه مراقبه اومد بالای

رو دستم تقلب نوشتم رفتم سر جلسه یه دفه مراقبه اومد بالای سرم گف داری چیکار میکنی??منم گفتم دارم دعا میکنم خدا کمکم کنه!!
گف پس اینا چیه رو دستت?!?!?








منم یه نگا کردم گفتم:

وای باورم نمیشه خدا جوابارو بهم رسوند!!!!

یه دفعه مراقبه گفت: تورو خدا دعا کن منم شوهر گیرم بیاد
دیدگاه ها (۳)

خدایا میشه امشب که خوابیدم فردا صبح بیدار نشم...؟: : : : ...

:D

روزی مادر شوهری برای شاد کردن عروس خود به بازار رفت و برای ا...

اینم من

spanish girl:۱۰

♥⁠╣⁠[لمس ممنوعه]⁠╠⁠♥⁦ᕙ⁠[⁠・⁠part 94・⁠]⁠ᕗفکش منقبض شد و یه دفع...

رمان دخت من

برده عمارت جئون

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط