عشق صورتی من پارت /p1
عشق صورتی من پارت /p1
لوید: آنیا بیدار شو مدرسه دیر میشه
آنیا: باشه
ویو آنیا
رفتم پایین صبحانه خوردم اومدم تو اتاقم رفتم حموم اومدم لباس پوشیدم رفتم پایین سوار اوتو بوس شدم وقتی رسیدم پیاده شدم
بکی: سلام آنیا جونم 🎀
آنیا: سلام بکی ✨
ویو دامیان
داشتم میرفتم سر کلاس که دیدم بکی با آنیا دارن حرف میزنن رفتم جلو گفتم
دامیان: سلام کل صورتی
آنیا: سلام پسر دوم
داشتن سلام میکردم که زنگ خورد رفتن سره کلاس
اوستاد: سلام بچه ها فردا میخوام بریم آورد
همیه بچه ها: اخ جون
اوستاد: بچه ها رضایت نامه هاتونو بدید پدر یا مادر براتون آنرا کنه
منتظره پارت بعدی باش 👋🏻👋🏻
لوید: آنیا بیدار شو مدرسه دیر میشه
آنیا: باشه
ویو آنیا
رفتم پایین صبحانه خوردم اومدم تو اتاقم رفتم حموم اومدم لباس پوشیدم رفتم پایین سوار اوتو بوس شدم وقتی رسیدم پیاده شدم
بکی: سلام آنیا جونم 🎀
آنیا: سلام بکی ✨
ویو دامیان
داشتم میرفتم سر کلاس که دیدم بکی با آنیا دارن حرف میزنن رفتم جلو گفتم
دامیان: سلام کل صورتی
آنیا: سلام پسر دوم
داشتن سلام میکردم که زنگ خورد رفتن سره کلاس
اوستاد: سلام بچه ها فردا میخوام بریم آورد
همیه بچه ها: اخ جون
اوستاد: بچه ها رضایت نامه هاتونو بدید پدر یا مادر براتون آنرا کنه
منتظره پارت بعدی باش 👋🏻👋🏻
- ۸۸
- ۲۹ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط