{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

او نگفت دوستم ندارد؛

او نگفت دوستم ندارد؛
فقط در میانه‌ی طوفان رهایم کرد؛
در حالی که تمام روزهای آفتابیم را،
کنارش مانده بودم.
دیدگاه ها (۱)

در نهایت، سکوت نه شکست بود، نه پذیرش.فقط پایان گفتگو با جهان...

مگر احساس گنجد در کلامی؟......

درک کردم ولی درک نشدماز آدمای دیگه ناراحتم اما اونا هم درد د...

و برای خودم تو را آرزو میکنم ..._افشین صالحی

چهل شب، قدم‌زدن در میانه‌ی طوفانِ اسارت، در حالی که تنها تکی...

در میانه‌ی دو تضادِ بی‌رحم گیر کرده‌ام: دلتنگی‌ای که رهایم ن...

زینب؛ یعنی صبرِ بی‌کرانی که در میانه‌ی طوفانِ کربلا، تنها به...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط