{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

چشمها بستم و با یاد تو بیدار شدم

چشمها بستم و با یاد تو بیدار شدم
اندکی بودم و در عشق تو بسیار شدم

دست ساییدم و اندوه جهان کشت مرا
قدح جور فرو خوردم و بیمار شدم

ناز بسیار فروشند به ما خسته دلان
من به شعر و به غزل وارد بازار شدم

قامت و روی نکویش چو به بازار رسید
من به صد بیت غزل جمله خریدار شدم

سایهٔ عشق به صحرای خیالم چو نشست
من به جادوی قلم عمدهٔ تجار شدم
دیدگاه ها (۲)

همیشه دلم ،برای کسی تنگ است ،،،که هیچ کسی جای خالیش را برایم...

از من جدا مشو که تمنای من توییمهتاب خلوت شب تنهای من توییدان...

دلم را چون اناری کاش یک شب دانه می کردمبه دریا می زدم در باد...

عشق را دنیا به نام ما نوشت عاشقم من، عاشق این سرنوشت در کنار...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط