چشمها بستم و با یاد تو بیدار شدم
چشمها بستم و با یاد تو بیدار شدم
اندکی بودم و در عشق تو بسیار شدم
دست ساییدم و اندوه جهان کشت مرا
قدح جور فرو خوردم و بیمار شدم
ناز بسیار فروشند به ما خسته دلان
من به شعر و به غزل وارد بازار شدم
قامت و روی نکویش چو به بازار رسید
من به صد بیت غزل جمله خریدار شدم
سایهٔ عشق به صحرای خیالم چو نشست
من به جادوی قلم عمدهٔ تجار شدم
اندکی بودم و در عشق تو بسیار شدم
دست ساییدم و اندوه جهان کشت مرا
قدح جور فرو خوردم و بیمار شدم
ناز بسیار فروشند به ما خسته دلان
من به شعر و به غزل وارد بازار شدم
قامت و روی نکویش چو به بازار رسید
من به صد بیت غزل جمله خریدار شدم
سایهٔ عشق به صحرای خیالم چو نشست
من به جادوی قلم عمدهٔ تجار شدم
- ۱.۴k
- ۲۳ بهمن ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۲)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط