التماست میکنم شـاید بمانی جان من
التماست میکنم شـاید بمانی جان من
از چه آخر میروی از قلب بی سامان من
روح من در جسم تـو دارد هـوای زندگی
پس چرا دنیای من را کرده ای زندان من
بی وفـا اینگونه با من عاشق آزاری نکن
رحمی آخرکن به قلب زار و سرگردان من
در میان هـاون احساس تو له گشته ام
ای دریغا عشق زیبایت شده سندان من
ای زلیخـا چاه تنهـایی برایـم کـم نبـود
رهسپـارم کـرده ای از طلعت کنعان من
شهریارت گشتم و دیوانی از غم گفته ام
ای ثـریـا شهـر تبریزت شـده ایـران من..
♥ ️ℒℴ♥ ️
از چه آخر میروی از قلب بی سامان من
روح من در جسم تـو دارد هـوای زندگی
پس چرا دنیای من را کرده ای زندان من
بی وفـا اینگونه با من عاشق آزاری نکن
رحمی آخرکن به قلب زار و سرگردان من
در میان هـاون احساس تو له گشته ام
ای دریغا عشق زیبایت شده سندان من
ای زلیخـا چاه تنهـایی برایـم کـم نبـود
رهسپـارم کـرده ای از طلعت کنعان من
شهریارت گشتم و دیوانی از غم گفته ام
ای ثـریـا شهـر تبریزت شـده ایـران من..
♥ ️ℒℴ♥ ️
- ۱.۲k
- ۰۳ شهریور ۱۳۹۸
دیدگاه ها (۵)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط