{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

عطاشو به لقاش بخشيدم جناب سعدي ميگه:

عطاشو به لقاش بخشيدم جناب سعدي ميگه:
براي يه مستمندي مشكلي پيش امد يكي بهش گفت :فلاني وضعش خيلي خوبه اگر بري پيشش حتما كمكت ميكنه
مستمند ه سمت خانه ان فرد رفت وقتي به اونجا رسيد ديد طرف اخماشو تو هم كشيده و غضب الود و عصباني نشسته
نيازمنده چيزي نگفت و از همون جا برگشت
بهش گفتن چي شد
گفت:عطاشو به لقاش بخشيدم
دیدگاه ها (۳)

از خیانت زن نترس، از خودت بترس#حکایت شده است که مردی سقا در ...

تنها سودی که فامیل برای آدم میتونه داشته باشه...اینه که وقتی...

#داستان_کوتاه روزی یک کشتی پراز عسل در ساحل لنگر انداخت وعسل...

ﯾﮑﯽ ﺑﺎﯾﺪ ﮐﻪ ﺩﺭ ﭼﺎﺩﺭ ﺑﺨﻮﺍﺑﺪﯾﮑﯽ ﺑﺎﯾﺪ ﮐﻪ ﺍﺯ ﮐﺎﺧﺶ ﺑﻨﺎﻟﺪﯾﮑﯽ ﺍﯾﻨﺠﺎ...

« وسواس مافیا » پارت ۵: خاطره‌ای که با خون برگشت ماشین با سر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط