با لبانت صلح کردم، جنگ در سر داشتی!
با لبانت صلح کردم، جنگ در سر داشتی!
ارتشی از زلف و با چشمت دو لشکر داشتی
.
آفریدی، مؤمنم کردی؛ پیامت عشق بود
جلوه هایی از خداوند و پیمبر داشتی!
.
رد شدی... بازار عطاران شهرت سکه شد!
عطری از ترکیب مشک و یاس و عنبر داشتی
.
روسری سرکرده ای؛ این بدترین تحریم شد
نقش فوق العاده در بحران کشور داشتی!
.
جمع نقاشان به لبخندی رضایت می دهند
با مونالیزا تو لبخندی برابر داشتی
.
هر زنی را در خیابان مثلتان پنداشتم!
در جنونم یا تو بی اندازه خواهر داشتی؟!
.
شعر من را هیچ می بینی! بلی... حق با تو است
بس که در اوصاف حالت شعرِ محشر داشتی...!
سجاد شیرازیان
ارتشی از زلف و با چشمت دو لشکر داشتی
.
آفریدی، مؤمنم کردی؛ پیامت عشق بود
جلوه هایی از خداوند و پیمبر داشتی!
.
رد شدی... بازار عطاران شهرت سکه شد!
عطری از ترکیب مشک و یاس و عنبر داشتی
.
روسری سرکرده ای؛ این بدترین تحریم شد
نقش فوق العاده در بحران کشور داشتی!
.
جمع نقاشان به لبخندی رضایت می دهند
با مونالیزا تو لبخندی برابر داشتی
.
هر زنی را در خیابان مثلتان پنداشتم!
در جنونم یا تو بی اندازه خواهر داشتی؟!
.
شعر من را هیچ می بینی! بلی... حق با تو است
بس که در اوصاف حالت شعرِ محشر داشتی...!
سجاد شیرازیان
- ۶۹۹
- ۲۵ فروردین ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط