{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

از برای خاطر اغیار خوارم میکنی

از برای خاطر اغیار خوارم می‌کنی
من چه کردم کاینچنین بی‌اعتبارم می‌کنی

روزگاری آنچه با من کرد استغنای تو
گر بگویم گریه‌ها بر روزگارم می‌کنی

#وحشی_بافقی
دیدگاه ها (۳)

گل من با که نشستی که چنین خار شدی؟این چه دردیست بگو از چه گر...

ازهمانجا که قطع شدی:جوانه بزنریشه کنبزرگ شو..

بغلم کن که کنون فرصت طنازی نیستبین افطار و سحر وقت غزل سازی ...

چشم را گفتم نظر در صورت خوبان مکن رو به من خندید گفت چشم ...

گر مرا ترک کنیمن زغمت می سوزم ،آسمان را به زمینجان خودت می د...

part.40.داشت می‌رقصید که دستش خورد به دست دنسر و زخم ی شدخان...

عشق🖤🍒سیاه♡꙳ 𝓼𝓲𝔂𝓪𝓱🖤🍒𝓪ş𝓴♡꙳پارت پنجم لیا:ای بابا دلم برای توانا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط