{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

‌

‌
تن را به باد صبح،
جان را به آفتاب سپردم
روح با یگانگی
با مهر، با سپهر،
با سنگ، با نسیم،
با آب، با گیاه
در تار و پود من جریان یافت!
موجی لطیف، بافته از جوهر جهان،
تا عمق هفت پرده تن را ز هم شکافت.
«من» را ز تن ربود!
«ما» ماند،
راه یافته در جاودانگی!
دیدگاه ها (۰)

💜🍃تن را به باد صبحجان را به آفتاب سپردمروح با یگانگیبا مهربا...

🩵💚 بر قله ایستادم آغوش باز کردم. تن را به باد #صبح، جان ر...

𝑮𝒐𝒐𝒅 𝑴𝒐𝒓𝒏𝒊𝒏𝒈بر قلّه ایستادمآغوش باز کردمتن را به باد صبحجان ...

بر قله ایستادم.آغوش باز کردم.تن را به باد صبح،جان را به آفتا...

کانال میم‌تیم در تلگرام: @mimteam_channel @mimteam_channel @...

از دل افروزترین روزِ جهان،خاطره ای با من هست.به شما ارزانی :...

خواهش میکنم بخونینمادر موسی چو موسی را به نیلدر فکند از گفته...

شعر کامل (ما همانیم که به دریا حکم طوفان می دهیم)

کیانا وحدتی

همره باد از نشیب و فراز کوهساران از سکوت شاخه های سرفراز بیش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط