یـہ گل ڪاڪتوس قشنگ تو خونہ ام داشتم،اوایل بهش میرسیدم،قشن
یـہ گل ڪاڪتوس قشنگ تو خونہ ام داشتم،اوایل بهش میرسیدم،قشنگ بود و جون دار،ڪم ڪم فهمیدم با همہ بوتہ هام فرق داره،خیلے قوے بود،صبور بود،اگہ چند روز بهش نور و آب نمیدادم هیچ تغییرے نمیڪرد،
منم واسہ همین خیلے حواسم بهش نبود بہ خیال اینڪه خیلے قویـہ و چیزیش نمیشه،
هر گلے ڪه خراب میشد میگفتم ڪاڪتوسہ چقدر خوبہ هیچیش نمیشہ اما بازم بهش رسیدگے نمیڪردم...
تا اینڪه یـہ روز ڪه رفتم سراغش دیدم خیلے وقتہ ڪه خشڪ شده،ریشہ اش از بین رفتہ بود و فقط ساقہ هاش ظاهراشو حفظ ڪرده بود،قوے ترین گل ام و از دست دادم چون فڪر ڪردم قویـہ و مقاوم..
مواظب قوے ترین هاے زندگے مون باشیم ما از بین رفتنشونو نمیفهمیم چون همیشہ یـہ ظاهر خوب دارند،همیشہ حامے اند،پشتت بهشون گرمه...
اما بهشون رسیدگے نمیڪیم،تا اینڪه یـہ روز میفهمے قوے ها هم از بین میرن...
منم واسہ همین خیلے حواسم بهش نبود بہ خیال اینڪه خیلے قویـہ و چیزیش نمیشه،
هر گلے ڪه خراب میشد میگفتم ڪاڪتوسہ چقدر خوبہ هیچیش نمیشہ اما بازم بهش رسیدگے نمیڪردم...
تا اینڪه یـہ روز ڪه رفتم سراغش دیدم خیلے وقتہ ڪه خشڪ شده،ریشہ اش از بین رفتہ بود و فقط ساقہ هاش ظاهراشو حفظ ڪرده بود،قوے ترین گل ام و از دست دادم چون فڪر ڪردم قویـہ و مقاوم..
مواظب قوے ترین هاے زندگے مون باشیم ما از بین رفتنشونو نمیفهمیم چون همیشہ یـہ ظاهر خوب دارند،همیشہ حامے اند،پشتت بهشون گرمه...
اما بهشون رسیدگے نمیڪیم،تا اینڪه یـہ روز میفهمے قوے ها هم از بین میرن...
- ۳۶۱
- ۲۸ شهریور ۱۳۹۷
دیدگاه ها (۶)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط