{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

سناریو بلولاک

سناریو بلولاک
اگه عاشقت باشن ولی تو بهشون حسی نداشته باشی چجوری ترو زن خودشون میکنن
.
کاراسو: تهدیدت کرده بود عکسای لخ*تتو پخش میکنه مجبور شدی به زور باهاش ازدواج کنی ولی به مرور زمان عاشقش شدی
اوتویا: همون اول که دیدیش عاشقش شدی نه نگفتی اونم اذیتت نکرد_
رئو: تو اصلا از قیافش خوشت نمیومد و بهش گفتی دوست ندارم اونم آدم فرستاد بیان خونت داداشت/خواهرت رو گروگان بگیرن و گف اگه زن من نشی میکشمشون تو هم قبول کردی...
ناگی: تو چرا فک میکنی ناگی حوصله دارهه؟_
ایساگی/یوکیمیا: انقد پسرای گلین همون اول بله رو گفتی
لورنزو: انقد بهت پول داد روت نشد قبول نکنی اونم گف آفرین دختر کوچولو...
کایزر: از وقتی بهش جواب رد دادی دیونه شده بود روزی ۱۰۰ بار بهت زنگ میزد ولی تو جواب نمیدادی یبار تنها گیرت اورد بردت خونش و بیهوش شده بودی روی تخت وقتی بیدار شدی گردنتو گاز گرفت و گفت اگه زنم بشی کمتر میکنمت از ترس ریدی دیگه مجبور شدی..
شیدو: خیلی رو راست بهت گفت دوست داره توهم چون میدونستی اوهومه گفتی نه  و عصبانی شد حرکت بروسلی روت انجام داد غش کردی صبح که بیدار شدی دیدی تخت خیسه شیدو اومد پیشت نشست و گفت اگه مال من نشی بچت پدر نداره! دیگه واقعا....
باچیرا: تو اول مثل داداشت میدیدیش یبار جدی اومد بهت گفت هعی تو مال منی حق نداری با اون پسره گرم بگیری تو گیج شدی و گفتی با...با...باچیرا... من فقط داشتم باهاش حرف میزدم باچیرا دستتو گرفت برد بالا سرت چسبوندت به دیوار و با صدای خیلی بلند گفت حق اعتراض نداری دختره‌ی کوچولوی احمق زور بهت میگف ولی با همین زورها با کتک چون مثلا عاشقت بود برد پا سفره عقد..
آیکو: یبار که داشتی برمیگشتی خونه و خسته بودی میاد پیشت و بهت میچسبه جلو دهنتو میگیره و بیهوشت میکنه مثل گونی سیب‌زمینی میبرتت خونش* موقعی که بیدار شدی ۳ ساعت گذشته بود ساعت ۱۲ شب بود دستاتو بسته بود اومد بغلت کرد و گفت《 تو مال منی پس همینجا نگهت میدارم》از ترس هیچی بهش نگفتی و ساعت ۳ نصف شب که از دل‌درد داشتی میمردی اومد و با لبخند ملیح گفت《متعلق به من میشی؟》از دل‌درد گریه میکردی و واسه اینکه بازت کنه گفتی آره...
کازوما: نه رو بهش گفتی انقد زدت و کردت گف الان دیگه مال منی🤓💔
سائه: بهت دیگه اهمیت نمیده و فراموشت میکنه چون عشقش بیشتر فوتباله تا دخترا_
رین: واقعا خیلی بهش برمیخوره که دوستش نداری رگای دستش میزنه بیرون و همه چیه دورشو خراب میکنه و تو دوست‌پسر داشتی وقتی یبار باهاش رفته بودی رستوران رین هم اونجا بود وقتی داشتیت می‌رفتید و دستتو محکم گرفته بود رین اومد یه مشت زد تو صورتش و کتکش زد و گفت _ مال منه تو حق نداری بهش نزدیک شی همونجا که رین نشسته بود روش از پشت بغلش کردی و با گریه گفتی 《من مال تو میشم فقط ولش کن ر..رین》گریه شدید* ولش کرد...
سندو:معلومه که میره سراغ دخترای هالیوودی نه تو_
دارا: از اونجایی که هندیه دارا با ذهن مریض خودتون*🤓💔🔞
تمام*
بعدی چی باشه؟🎀🦈
دیدگاه ها (۳۰)

من متاسفم_د آخه مشتی چرا گزارش؟_قلب 🤍 رو ❤ کن😭🥺🎀اصکی؟آزاده ف...

چجوری تحمل میکنید؟..قلب 🤍 رو ❤ کن😭🥺🎀اصکی؟آزاده فقط فالو داشت...

چرا ۲۰۰ میلیون بازدید داشت؟_قلب 🤍 رو ❤ کن😭🥺🎀اصکی؟آزاده فقط ف...

اگه دارید بگید البته درسته ویسگون کویره آدم پیدا نمیشهح

سناریو بلولاکاگه ا.ت بهشون خیانت کنیکاراسو: ناراحت میشه و فو...

سناریو بلولاک

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط