{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

راستش،

راستش،
یه مدت پیش رفته بودم ساحل، یه دختر درشت تو فاصله تقریباً دور از من تنها نشسته بود، و من ازش خوشم اومد. نمی‌دونم از چی‌ش، فقط حس خوبی بهم‌ می‌داد. موهای خیلی گنگی داشت و مشکی تنش بود.
بعد از اونجایی که من خیلی کریپی تشریف دارم و اگه از یکی خوشم بیاد مدام نگاهش می‌کنم، هردفعه که نگاهش می‌کردم اونم زل زده بود سمت من. فقط مدل زل زدن اون با مدل من یکم فرق داشت. واسه اون اینجوری بود که انگار داره تو ذهنش نقشهٔ قتل‌م رو می‌کشه. خیلی بد نگاه می‌کرد.
بعد یهو بلند شد، درحدی نزدیکم شد که گفتم الان میاد پیشم، یا یکی می‌زنه تو گوشم، یا اسمم رو می‌پرسه و شاید حتی شماره همدیگه رو گرفتیم.
ولی نیومد.
از کنارم رد شد.
رفت.
فقط رفت.
انگار نه انگار ده دقیقه‌ زل زده بود بهم.

نمی‌دونم چرا اینو اینجا گفتم، فقط از اون روز روی مخمه. چرا رفتی؟ کاش حداقل می‌گفتی موهات رو کجا کوتاه کردی‌.
قلبم رو شکوندی.
دیدگاه ها (۴۳)

خواستم بگم...هنوز یک ماه بیشتر نیست که دانشجو حساب می‌شم، ول...

احساس می‌کنم که توی اتاقم به اندازهٔ کافی مدرک برای مظنون به...

هردفعه که یکی داره می‌ره بیرون:من با لباس خونه می‌پرم تو ماش...

she's sleeping so peacefully. 🥲❤

فرشته کوچولو.....پارت ۵

آرت برای دتیز بانو: https://wisgoon.com/kaironeاسلندرینا خان...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط