{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

يک روز از سرِ بی کاری

يک روز از سرِ بی کاری
به بچه های کلاس گفتم
انشایی بنویسند
با این عنوان که :
"فقر بهتر است یا عطر؟”
قافیه ساختن از سرگرمی هایم بود.
چند نفری از بچه ها نوشتند “فقر”.
از بین علم و ثروت
همیشه علم را انتخاب می کردند.
نوشته بودند که “فقر” خوب است
چون چشم و گوش آدم را
باز می کند و او را
بیدار نگه می دارد
ولی عطر، آدم را بیهوش و مدهوش
می کند.”
عادت کرده بودند
مجیز فقر را بگویند
چون نصیبشان شده بود.
فقط یکی از بچه ها نوشته بود “عطر”. انشایش را هنوز هم دارم.
جالب بود.
نوشته بود ...
"عطر حس های آدم را
بیدار می کند که فقر
آنها را خاموش کرده است...👌🏻

#گوناگون
#دلنوشته
دیدگاه ها (۰)

علی‌جان انصاریان کاش بودی و می‌دیدی.....#گوناگون

دلم بهانه تورا داردتو میدانی بهانه چیست؟!بهانه همان صبریست ک...

عشق یعنی یه دقیقه بغل کردنشو با آغوش هیچ کس عوض نکنی..یه لحظ...

چقدر "غریب"...!!!! "هیچڪس" انگارهواے "هیچڪس" را "نمیڪ...

۱۴۰۰۰ گزاره امیدبخش درروزگار بحران

بررسی شعر:«رفتگان» از (تس) احضار غایبانبخش دومــــــــــــــ...

۱۴۰۰۰ گزاره امیدبخش در روزگار بحران بخش (چهارم)

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط