{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

V

ŝŧŗãŋğë Ł♥Vƹ⁶

ران داشت فیلم میدید و سرشو چرخوند و نگاهشون کرد.
ران پوزخند زد : بح بح ، بلاخره سفید برفی و شاهزاده با اسب سفیدش افتخار اومدن دادن
ریندو : ران چی زدی؟
ران : چیزی نیست ، الان یکی از شبکه ها داشت سفید برفی و هفت کوتوله میزاشت.
ریندو سیسیلیا رو روی یه مبل نرم و گرد کنار ران میزاره.
میره تو اتاقش و لباساش رو عوض میکنه و برمیگرده پیش ران و سیسیل و با صحنه ای که میبینه با شاخ هایی که از سرش روییده تک شاخ دوشاخ میشود🦄
سیسیلیا بیدار شده بود و زود تر از ریندو لباساش رو عوض کرده بود و توی حالت گربه روی پاهای ران نشسته بود ، ران هم همینطور که فیلم میدید سیسیلیا رو نوازش میکرد! این اولین باری بود که ریندو شاهد صمیمیت ران و سیسیل‌ه.
ریندو : ودف...ران؟
ران برمیگرده و نگاه ناخوانایی به ریندو میندازه
ران : چیه؟
ریندو به دستش بین موهای سیسیل اشاره میکنه.
ریندو : ا...این...
گوشهای ران یکن سرخ میشه و روشو برمیگردونه.
ران : خفه شو نمیدونستم انقدر نرمه!
ریندو تک خنده ای میکنه که ران بحثو عوض میکنه.
ران : برو تو اشپزخونه پفیلا گذاشتم بپزه تا الان پخته ، برو بیار امشبو با هم فیلم ببینیم.
ریندو باشه ای گفت و چند دقیقه بعد با ظرف پفیلا و چند تا دلستر برگشت.
ران یه پوزخند زد ، مبلاشون رو به حالت تخت در اورد و لامپ رو خاموش کرد ، سیسیلیا هم از بقل ران بیرون اومد و انسان شد و بین ران و ریندو دراز کشید و هرسه به پشت مبل لم دادن و ران یه فیلم اکشن گذاشت.
ریندو همینطور که دستشو سمت سیسیل برد تا پفیلا برداره( اهم...چون سیسیل وسط بود خوراکی ها رو دادن سیسیلیا)
یجای فیلم سر یه نفر قطع شد و بدنش تیکه تیکه سد ، هردو برگشتن ببینن سیسیل مشکلی نداره که...بله ، سیسیلیا با یه لبخند و چشمای پر انرژی به تلویزیون پوزخند زده.
ران : یا حضرت استخون دوس
ریندو : عه...سیسیل؟
سیسیل یه نگاه گیج بهشون کرد : چیه؟
ریندو و ران : اون چه نگاهی بوددد؟؟؟
سیسیل : هیچی...عه! من یه فیلم قشنگ هست دوستش دارم توی دنیای خودم خیلی نگاهش میکردم ، بزارین اونو بزارم.
ران : هه ، اگه پونی و گربه پرنده هست که نه.
سیسیل : مطمئن میشم بهتر از این فیلمه کمدی باشه.
ریندو کپ کرد : ک...مدی؟
سیسیل : اره این تو کل فیلم فقط به نفر کشته شد هیچ پند و نصیحت بدرد بخوری هم نداشت ، بیاین اینو ببینیم.
ریندو : اوکی.
سیسیل لبخند زد و بعد تلوزیون رو خاموش کرد و تاریکی مطلق فرا گرفت.
ریندو : سیسیل چرا تلویزیون رو خاموش کردی خو؟
ران :تو که میخواستی فیلم بزاری.
سیسیل : اره ، میزارم...ولی نه روی تلویزیون...

تا پارت بعد باییییی
دیدگاه ها (۰)

عزیزان منو پارهههه کردین. بزارین ی توضیح ساده بدم. ۱ : گشادم...

منم مشقامو نوشتم مال من ضربه🫡😎

بلاخره ارسال شد لیلیلیلی

یادم رفته بود بیوگرافی اینو اول بزارم😂🗿الان میزارم شما فک کن...

ŝŧŗãŋğë Ł♥Vƹ⁵ریندو و سیسیل رفتن سمت ران که هنوز با هانما دا...

ŝŧŗãŋğë Ł♥VĘ ²سیسیلیا که حالا توی بغل ریندو اروم شده بود با ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط