{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

وای باران،  باران،  

وای باران،  باران،  
شیشه ی پنجره را باران شست 
از دل من اما چه کسی نقش تورا خواهد شست؟  
آسمان سربی رنگ،  
من درون قفس سرد اتاقم دلتنگ 
می پرد مرغ نگاهم تا دور،  
وای،  باران،  باران،  
پر مرغان نگاهم را شست 
خواب،  رویای فراموشیهاست 
خواب را دریابم،  
که در آن دولت خاموشیهاست. 
من شکوفایی گلهای امیدم را در رویاها می بینم،  
و ندایی که به من میگوید 
گرچه شب تاریک است 
دل قوی دار،  سحر نزدیک است 
 ...
دیدگاه ها (۱)

وای، باران؛ باران؛ شیشه پنجره را باران شست . از دل من اما...

#حمید مصدق

‌ ‎وای بارانبارانشیشه پنجره را باران شستاز دل من اماچهکسی نق...

وای، بارانباران؛شیشه ی پنجره را باران شستاز دل من اماچه کسی ...

وای، باران باران؛ شیشه ی پنجره را باران شست از دل من اما ...

خواب رؤیای فراموشیهاستخواب را دریابمکه در آن دولت خاموشیهاست...

خواب رؤیای فراموشیهاستخواب را دریابمکه در آن دولت خاموشیهاست...

وای، باران؛باران؛شیشه پنجره را باران شست .از دل من اما،چه کس...

خواب رؤیای فراموشیهاستخواب را دریابمکه در آن دولت خاموشیهاست...

وای، باران؛باران؛شیشه پنجره را باران شست .از دل من اما،چه کس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط