🌺پارت ۱🌺
🌺پارت ۱🌺
از خواب بیدار شدم رفتم دستشویی رفتم پایین که صبحانه بخورم
+صبح بخیر مامان
م/ت:صبح تو هم بخیر دخترم بیا صبحانه بخور
+مامان بابا کجاست
م/ت:بابات اول صبح رفت سرکار
+مامان من میخوام برم دنبال کار میخوام برم سرکار
م /ت:باشه اما باید به بابات هم بگی
+مامان خودت بهش بگو دیگه
م /ت:خیلی خب
صبحانه خوردم بعد رفتم که دنبال کار بگردم یه آگهی استخدام دیدم سریع زنگ زدم بهشون
؛بله بفرمایید
+سلام من برای آگهی استخدام زنگ زدم
؛آها بله فردا تشریف بیارین به این آدرس ********
+چشم ساعت چند
؛۷ صبح
+اومممم چشم. بای
؛بای
(فلش بک به فردا)
ویو کوک
از خواب بیدار شدم رفتم دستشویی بعد رفتم آماده شدم که برم صبحانه بخورم ک برم شرکت
_صبح بخیر مامان ، صبح بخیر بابا
م/ج:صبح بخیر پسرم
ب/ج:صبح تو هم بخیر پسرم
م /ج:بشین صبحانه بخور
_باشه مامان
صبحانه خوردم رفتم شرکت منشی قبلی رو اخراج کردم حتما تا الان منشی دیگه پیدا نشده که یکی از کارکنان اومد سمتم
؛صبح بخیر قربان
_صبح بخیر هنوز منشی پیدا نشده
؛پیدا شده قربان الاناست که بیاد
_خیلی خب اومد بگو یه راست بیاد دفترم
؛چشم قربان
حتما اینم مثل قبلیاست زنگ زدم به تهیونگ که امشب بریم بار
=چطوری پسر
_سلام کردن بهت یاد ندادن
=نه ندادن خوب کاری داشتی
_اره میگم امشب میای بریم بار
=باشه ساعت چند
_۸شب
=باشه خداحافظ
نذاشت خداحافظی کنم قطع کرد خب منشی جدید داره میاد در زدن
_بیا تو
ویو ات
از خواب بیدار شدم رفت دستشویی اومدم، صبحونه خوردم بعد آماده شدم یه دامن مشکی و بلیز سفید پوشیدم رفتم شرکت رسیدم یکی از کارکنان اونجا اومد سمتم
؛سلام خانم
+سلام ببخشید من برای آگهی اومدم
؛بله میدونم بفرمایید
دنبالش رفتم تا رسیدیم به در دفتر رئیس اونجا خیلی استرس داشتم که گفت بیا تو
رفتم داخل یه پسر با کلی پیرسینگ و تتو نشسته بود رو صندلی خیلی جذاب بود که یهو گفت
_اگه دید زدنت تموم شد بشین(سرد)
از خجالت داشتم آب میشدم رفتم نشستم
_اسم
+لی ات
_سابقه ی کاری داشتین
+اره (یادم رفت بگم ات قبلا تو کافه کار میکرد)
_خب قبولی از الان کارتو شروع کن تو منشی منی هرجا برم باید هم راهم باشی
داشت توضیح میداد که یهو.......
ادامه دارد
از خواب بیدار شدم رفتم دستشویی رفتم پایین که صبحانه بخورم
+صبح بخیر مامان
م/ت:صبح تو هم بخیر دخترم بیا صبحانه بخور
+مامان بابا کجاست
م/ت:بابات اول صبح رفت سرکار
+مامان من میخوام برم دنبال کار میخوام برم سرکار
م /ت:باشه اما باید به بابات هم بگی
+مامان خودت بهش بگو دیگه
م /ت:خیلی خب
صبحانه خوردم بعد رفتم که دنبال کار بگردم یه آگهی استخدام دیدم سریع زنگ زدم بهشون
؛بله بفرمایید
+سلام من برای آگهی استخدام زنگ زدم
؛آها بله فردا تشریف بیارین به این آدرس ********
+چشم ساعت چند
؛۷ صبح
+اومممم چشم. بای
؛بای
(فلش بک به فردا)
ویو کوک
از خواب بیدار شدم رفتم دستشویی بعد رفتم آماده شدم که برم صبحانه بخورم ک برم شرکت
_صبح بخیر مامان ، صبح بخیر بابا
م/ج:صبح بخیر پسرم
ب/ج:صبح تو هم بخیر پسرم
م /ج:بشین صبحانه بخور
_باشه مامان
صبحانه خوردم رفتم شرکت منشی قبلی رو اخراج کردم حتما تا الان منشی دیگه پیدا نشده که یکی از کارکنان اومد سمتم
؛صبح بخیر قربان
_صبح بخیر هنوز منشی پیدا نشده
؛پیدا شده قربان الاناست که بیاد
_خیلی خب اومد بگو یه راست بیاد دفترم
؛چشم قربان
حتما اینم مثل قبلیاست زنگ زدم به تهیونگ که امشب بریم بار
=چطوری پسر
_سلام کردن بهت یاد ندادن
=نه ندادن خوب کاری داشتی
_اره میگم امشب میای بریم بار
=باشه ساعت چند
_۸شب
=باشه خداحافظ
نذاشت خداحافظی کنم قطع کرد خب منشی جدید داره میاد در زدن
_بیا تو
ویو ات
از خواب بیدار شدم رفت دستشویی اومدم، صبحونه خوردم بعد آماده شدم یه دامن مشکی و بلیز سفید پوشیدم رفتم شرکت رسیدم یکی از کارکنان اونجا اومد سمتم
؛سلام خانم
+سلام ببخشید من برای آگهی اومدم
؛بله میدونم بفرمایید
دنبالش رفتم تا رسیدیم به در دفتر رئیس اونجا خیلی استرس داشتم که گفت بیا تو
رفتم داخل یه پسر با کلی پیرسینگ و تتو نشسته بود رو صندلی خیلی جذاب بود که یهو گفت
_اگه دید زدنت تموم شد بشین(سرد)
از خجالت داشتم آب میشدم رفتم نشستم
_اسم
+لی ات
_سابقه ی کاری داشتین
+اره (یادم رفت بگم ات قبلا تو کافه کار میکرد)
_خب قبولی از الان کارتو شروع کن تو منشی منی هرجا برم باید هم راهم باشی
داشت توضیح میداد که یهو.......
ادامه دارد
- ۹۳
- ۲۰ تیر ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط