{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

بخوانید.....

بخوانید.....
ماجرا از این قرار است خواهری که ازدواج کرده است در روستایی که شغل مردم دامداری و درآمدشان از شیر و ماست و دوغ بود، برادری داشت که در روستایی دیگر زمین هایی حاصلخیز و شغلشان کشاورزی بود، این شعر از خواهر خطاب به برادر است.که میگوید، موقع خیار و خربزه یعنی همان فصل برداشت محصول بیا به من سر بزن و برایم از محصولتتان بیاور ولی موقع ماست و شیر و دوغ نه من خواهرت هستم و نه تو برادرم....
دیدگاه ها (۲)

...

https://instagram.com/_u/majdiankhou

عکاس خودم با دوربین نیکون d5200

عشق مادر به بچه تازه متولدش همین الان

یادش بخیرهروقت پای داستان های مادربزرگ می نشستم و سوال پیچش ...

«سر آقا سید» کجاست؟«سر آقا سید» در ارتفاع 2500 متر از سطح در...

♛ مرضیــه♜♚♥ ℒ♡ⓥℯॐ ♌🌞 ✿می‌ایستد روبه‌روی پنجره دست می‌کشد به...

تو اگر در تپش باغ خدا را دیدی ...همت کن بگو یکی اینجا دلش از...

♛ مرضیــه♜♚♥ ℒ♡ⓥℯॐ ♌🌞 ✿مگر لایق تکیه دادن نبودم؟تو با حسرت ش...

‌ ‌ ‌‌‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌‌ ‌ ‌‌‌ ‌‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌나만의 ੮‧‌‌꯭੮‌꯭‧‌੮‧‌ 계절...

مولا على عليه السلام:الدُّنيا لا تَصفو لِشارِبٍ، ولا تَفی لِ...

خدا همان دستی‌ستکه وقتی همه چیز از دستت رها می‌شودآرام و بی‌...

♛ مرضیــه♜♚♥ ℒ♡ⓥℯॐ ♌🌞 ✿ای عاشقِ خام، از خدا دوری توما با تو ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط