{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

امروز که توی اتاقم نشسته بودم،داشتم فکر میکردم اگر دلم از

امروز که توی اتاقم نشسته بودم،داشتم فکر میکردم اگر دلم از این چهاردیواری بگیرد. . . . بزنم بیرون... گوشه ای از این شهر بنشینم زانوهایم را در بغل بگیرم. . . پسرها شماره میدهند، دخترها پوزخند تحویل میدهند، زنان و مردان سر افسوس تکان میدهند، شاید پیرزنی رهگذر پول خردی هم بیندازد...... دلم گرفت.....! چه قدر تنهاییم.....! در شهری که همدردی نیست....همه دردند....!
دیدگاه ها (۴)

امروز که توی اتاقم نشسته بودم،داشتم فکر میکردم اگر دلم از ای...

شاخِه‌هایـ ما بِهـ آفتابـ می‌رِسَد،ما دُوبارِهـ سَبْز می‌شَو...

پَناهـ‌ِ اَمْن🤍✨#خدا #پناه_امن #نماز #ویسگون

تلفن همراه......

عزیز البریهی

𝐇𝐞𝐥𝐥𝐨 𝐝𝐞𝐚𝐫 𝐥𝐚𝐝𝐢𝐞𝐬 𝐚𝐧𝐝 𝐠𝐞𝐧𝐭𝐥𝐞𝐦𝐞𝐧! 𝐇𝐞𝐫𝐞 𝐰𝐞 𝐦𝐚𝐤𝐞 𝐦𝐨𝐨𝐝𝐲, 𝐫𝐞𝐥𝐚𝐱𝐢...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط