{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

‌

‌
با من به خنده گفت که باری هنوز هم؟ 
گریان جواب دادمش، آری هنوز هم 
آری اگر تو نام من از یاد برده‌ای 
از دل نرفته یاد تو، باری، هنوز هم 
شوق هزار غنچه نشکفته با من است 
تا بشکفد به باغ بهاری، هنوز هم 
سر می‌نهم به بالش حسرت، در این امید 
زآن آتشی که عشق تو در جان من فکند 
مانده است شعله‌وار شراری، هنوز هم 
گفتا صبور باش که در این جهان کسی 
یک گل نچیده بی‌غم خاری هنوز هم
دیدگاه ها (۱۱)

با من به خنده گفت که باری هنوز هم؟ گریان جواب دادمش، آری هنو...

ای آنکه در نگاهت حجمی زنور داریکی از مسیر کوچه قصد عبور داری...

خواهش میکنم بخونینمادر موسی چو موسی را به نیلدر فکند از گفته...

شعر کامل (ما همانیم که به دریا حکم طوفان می دهیم)

خنده های شیرین..

خنده های شیرین...

خنده های شیرین..

خنده بازار...

گفت آخ آخ دلا از دست تنهایی به جونُم، گفتم منکه همه‌ی درونم ...

کپی ممنوع

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط