My little gem
My little gem💎 🤏#7
Dayana v''.
امیدوارم بدونین رودرواسی یعنی چی!
منم تو رودرواسی گیر کردم
من دیشب حداقل تا 3:00 صب بیدار بودم تا کارای هنرستانمو انجام بدم
و الان واقعا گشنم نیست اگر هم بخوان بیرون بمونم میخوام برم و چرت و پرت های مورد علاقمو بخرممممممممم
واقعا نیاز به کمک دارم و تصمیم گرفتم به لیسا پیام بدم
Dayana:لیسا
Lisa v''
قشنگ میدونستم که دایانا تو رودرواسی گیر کرده و از قیافه اش میشد فهمید که میخواد زار بزنه کمک😂
به زور جلوی خنده امو گرفتم
که به گوشیم پیام اومد..
Dayana:هی لیسا
Lisa:تو رودرواسی گیر کردی و کمک میخوا،مگه نه ؟
Dayana: زدی تو خال...
Lisa: میخوای بگم کنسلش کنن؟
Dayana: نه نهههه زشته نه
Lisa: خب چیکار کنم؟
Dayana: فقط خدا میدونه
Lisa: الان ببرمت از اون وسیله های بدرد نخور بخری انرژی میگیری؟
Dayana:بخدا که دورت میگردم
Lisa:خب یه دقیقه وایسا...
Lisa: خب آقایون من این خانم کوچولو رو ببرم یکم بهش انرژی بدن و برگردیم شما تا غذاهاتون رو سفارش بدین ما اومدیم
Jk: ,میخواین باهاتون بیام؟
Lisa: نه زحمتتون میشه
Jk: نه بابا چه زحمت
Dayana:خب حالا که جمعمون جمعه بریم؟
Lisa and jk: بریم
Jk v "
برام عجیب بود که چجوری انرژی میگیره و گفتم که منم باهاتون میام و راه افتادیم
دایانا خیلی ذوق داشت و از قیافه لیساهم معلوم بود داره از خنده پاره میشه
واقعیتش منم خندم گرفته بود تا همین پنج دقیقه پیش مثل سوسیس نپخته شل و ول بود
دنبالش رفتیم تا رسیدیم به یه مغازه عتیقه فروشی که بغلش هم به مغازه چرت و پرت فروشی بود...
تعجب کرده بودم اصلا بهش نمیخورد عاشق همچین جاهایی باشه!
Dayana:خب لیسا یا آقای جئون از کدوم مغازه شروع کنیم؟
Lisa: از هر کدوم که میخوای ولی لطفاً خودتو برشکسته نکن
Jk:واقعا اینجا ها بهت انرژی میده؟
Dayana:خب...اره! از بچگی عاشق اینجوریزا بودم
خیلی وایی خوبی بهم میده
یعنی روانیشونم
Lisa:باید بیای اتاقش و ببینی
Jk:واقعا او پس مشتاق دیدار با اتاقتم
Dayana:احل بازی هستی؟بازی کامپیوتری!
Jk: اره خیلی بازی میکنم
Dayana:عاااامممم خب فردا ساعت ۶ بیا به آدرسی که برات میفرستم
Jk: برای بازی؟
Dayana:یسسسس
Lisa اصلا فکر نکن که میتونی تو بازی باهاش ببری!
Jk: اوووو یعنی در این حد حرفه ای؟
Dayana: کجاشو دیدی،خب اینارو ول کنید بیاین اول بریم عتیقه فروشییییی
Lisa and jk:بریم
(ادامه دارد)
Dayana v''.
امیدوارم بدونین رودرواسی یعنی چی!
منم تو رودرواسی گیر کردم
من دیشب حداقل تا 3:00 صب بیدار بودم تا کارای هنرستانمو انجام بدم
و الان واقعا گشنم نیست اگر هم بخوان بیرون بمونم میخوام برم و چرت و پرت های مورد علاقمو بخرممممممممم
واقعا نیاز به کمک دارم و تصمیم گرفتم به لیسا پیام بدم
Dayana:لیسا
Lisa v''
قشنگ میدونستم که دایانا تو رودرواسی گیر کرده و از قیافه اش میشد فهمید که میخواد زار بزنه کمک😂
به زور جلوی خنده امو گرفتم
که به گوشیم پیام اومد..
Dayana:هی لیسا
Lisa:تو رودرواسی گیر کردی و کمک میخوا،مگه نه ؟
Dayana: زدی تو خال...
Lisa: میخوای بگم کنسلش کنن؟
Dayana: نه نهههه زشته نه
Lisa: خب چیکار کنم؟
Dayana: فقط خدا میدونه
Lisa: الان ببرمت از اون وسیله های بدرد نخور بخری انرژی میگیری؟
Dayana:بخدا که دورت میگردم
Lisa:خب یه دقیقه وایسا...
Lisa: خب آقایون من این خانم کوچولو رو ببرم یکم بهش انرژی بدن و برگردیم شما تا غذاهاتون رو سفارش بدین ما اومدیم
Jk: ,میخواین باهاتون بیام؟
Lisa: نه زحمتتون میشه
Jk: نه بابا چه زحمت
Dayana:خب حالا که جمعمون جمعه بریم؟
Lisa and jk: بریم
Jk v "
برام عجیب بود که چجوری انرژی میگیره و گفتم که منم باهاتون میام و راه افتادیم
دایانا خیلی ذوق داشت و از قیافه لیساهم معلوم بود داره از خنده پاره میشه
واقعیتش منم خندم گرفته بود تا همین پنج دقیقه پیش مثل سوسیس نپخته شل و ول بود
دنبالش رفتیم تا رسیدیم به یه مغازه عتیقه فروشی که بغلش هم به مغازه چرت و پرت فروشی بود...
تعجب کرده بودم اصلا بهش نمیخورد عاشق همچین جاهایی باشه!
Dayana:خب لیسا یا آقای جئون از کدوم مغازه شروع کنیم؟
Lisa: از هر کدوم که میخوای ولی لطفاً خودتو برشکسته نکن
Jk:واقعا اینجا ها بهت انرژی میده؟
Dayana:خب...اره! از بچگی عاشق اینجوریزا بودم
خیلی وایی خوبی بهم میده
یعنی روانیشونم
Lisa:باید بیای اتاقش و ببینی
Jk:واقعا او پس مشتاق دیدار با اتاقتم
Dayana:احل بازی هستی؟بازی کامپیوتری!
Jk: اره خیلی بازی میکنم
Dayana:عاااامممم خب فردا ساعت ۶ بیا به آدرسی که برات میفرستم
Jk: برای بازی؟
Dayana:یسسسس
Lisa اصلا فکر نکن که میتونی تو بازی باهاش ببری!
Jk: اوووو یعنی در این حد حرفه ای؟
Dayana: کجاشو دیدی،خب اینارو ول کنید بیاین اول بریم عتیقه فروشییییی
Lisa and jk:بریم
(ادامه دارد)
- ۱۱۳
- ۲۰ اردیبهشت ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط