Forest Vampire
Forest Vampire
Part 12
ناظم. نه لطفا یه کاری بکنید ما چی جواب خانواد های این بچه ها رو بدیم؟
راهنما. متاسفم ولی هیچ کس حاضر نیست که پاشو تو ون جنگل بزاره ما اطراف اردوگاه و تا نزدیکی جنگل رو میگردیم ولی بعید میدونم بتونیم پیداشون کنیم فقط به بقیه بچه ها چیزی نگین اگه متوجه بشن ممکن بترسن و کار رو برای هممون سخت کنن
ناظم. بله ممنون از لطفتون
راهنما. برید و صبحانه نتونو بخورید ماهم الان کارمونو شروع میکنیم
راهنما. بله ممنونم ازتون
( ادمین. گروه جست و جو چندین باز اطراف محوطه و حتی تا نزدیکی جنگل ممنوعه رو هم گشتن اما هیچ چیزی پیدا نکردن انگار بچه ها آب شده بودن و رفته بودن توی زمین...
شب موقع شام
ناظم. خوبب چیشد ردی چیزی ازشون پیدا کردین؟
راهنما. متاسفم ولی هیچ چیزی پیدا نکردم فکر کنم ونا به داخل جنگل رفتن و واقعا متاسفم که اینو میگم ولی دیگه هر چقدر بگردیم فایده ای نداره ما همون اول هشدار داده بودیم که چه اتفاقی توی ون جنگل افتاده و چرا هیچکس جرعت ورود به ونجا رو نداره و این تقصیر خود دانشجو هاتون بود به هر حال ما بازم نگهبانی هامونو بیشتر میکنیم تا دوباره کسی نتونه از این محوطه حتی خارج بشه
ناظم. حالا من چی جواب والدین ون بچه ها رو بدم
راهنما. متاسفم ( اروم و رفت
ویو ا /ت. کم کم چشمامو باز کردم انگار توی یه اتاق بودم یه اتاق بزرگ با چیدمانی ترسناک و عجیب سرم به شدت درد میکرد هیچ چیز از دیشب یادم نمیود من الان کجام؟ یعنی ون آقا کمکم کرد؟ بچه ها چیشدنن؟ یونا نوا وایی باید ون آقا رو پیدا کنم و بهش بگم به ونا هم کمک کنه اروم از روی تخت ومدم پایین یه ایینه کنار کمد بود رفتم. جلو تا حداقل با یع قیافه مثل ادم برم بیرون از اتاق که بدبخت فکر نکته جنی چیزیم موهامو باز کردم و با دستام موهامو شونه کردم ولی یه زخم روی گردنم توحه امو جلب کرد دوتا حای زخم کنار هم انگار جای گزیده گی یا شایدم نیش مار باشهه نه نه اخه دختر کله شق اگه نیش مار بود الان اینجا بودی یا تو شکم مار حتما حیوانی چیزی گزیده یکم جاش درد میکنه ولی عیبی نداره کبودیشم میتونم با موهام بپوشونم موهامو ریختم جلو رو شونه ام و جای زخمو پوشوندم یه سمت در رفتمو در رو باز کردم یه راه روی طولانی داشت یا خدا اینجا دیگه کجاس یکم تردید داشتم ولی تا انتهای راه رو رفتم تا رسيدم به یه راه پله. وایییی چقدر پلهه من چجوری این همه رو برم پایین ولی واستا انگار یه سری ادم ون پایینن این چه لباسای مسخره ایه پوشیدن نگه هالوینه؟
با هزار بدبختی از ون همه پله ومد پایین یا خدا نفسم بند ومد اخه کی این همه پله میزاره تو خونش مگه باشگاه میخاد وزن کم کنه های مادر جان نفسم برید.یکم بعد که نفسم ومد سرجاش سرمو اوردم بالا و رفتم بین جمعیتی که با لباس ها و شکل و شمایلی عجیبی هر کدوم مشغول یه کاری بودن.....
ادامه دارد.......
Part 12
ناظم. نه لطفا یه کاری بکنید ما چی جواب خانواد های این بچه ها رو بدیم؟
راهنما. متاسفم ولی هیچ کس حاضر نیست که پاشو تو ون جنگل بزاره ما اطراف اردوگاه و تا نزدیکی جنگل رو میگردیم ولی بعید میدونم بتونیم پیداشون کنیم فقط به بقیه بچه ها چیزی نگین اگه متوجه بشن ممکن بترسن و کار رو برای هممون سخت کنن
ناظم. بله ممنون از لطفتون
راهنما. برید و صبحانه نتونو بخورید ماهم الان کارمونو شروع میکنیم
راهنما. بله ممنونم ازتون
( ادمین. گروه جست و جو چندین باز اطراف محوطه و حتی تا نزدیکی جنگل ممنوعه رو هم گشتن اما هیچ چیزی پیدا نکردن انگار بچه ها آب شده بودن و رفته بودن توی زمین...
شب موقع شام
ناظم. خوبب چیشد ردی چیزی ازشون پیدا کردین؟
راهنما. متاسفم ولی هیچ چیزی پیدا نکردم فکر کنم ونا به داخل جنگل رفتن و واقعا متاسفم که اینو میگم ولی دیگه هر چقدر بگردیم فایده ای نداره ما همون اول هشدار داده بودیم که چه اتفاقی توی ون جنگل افتاده و چرا هیچکس جرعت ورود به ونجا رو نداره و این تقصیر خود دانشجو هاتون بود به هر حال ما بازم نگهبانی هامونو بیشتر میکنیم تا دوباره کسی نتونه از این محوطه حتی خارج بشه
ناظم. حالا من چی جواب والدین ون بچه ها رو بدم
راهنما. متاسفم ( اروم و رفت
ویو ا /ت. کم کم چشمامو باز کردم انگار توی یه اتاق بودم یه اتاق بزرگ با چیدمانی ترسناک و عجیب سرم به شدت درد میکرد هیچ چیز از دیشب یادم نمیود من الان کجام؟ یعنی ون آقا کمکم کرد؟ بچه ها چیشدنن؟ یونا نوا وایی باید ون آقا رو پیدا کنم و بهش بگم به ونا هم کمک کنه اروم از روی تخت ومدم پایین یه ایینه کنار کمد بود رفتم. جلو تا حداقل با یع قیافه مثل ادم برم بیرون از اتاق که بدبخت فکر نکته جنی چیزیم موهامو باز کردم و با دستام موهامو شونه کردم ولی یه زخم روی گردنم توحه امو جلب کرد دوتا حای زخم کنار هم انگار جای گزیده گی یا شایدم نیش مار باشهه نه نه اخه دختر کله شق اگه نیش مار بود الان اینجا بودی یا تو شکم مار حتما حیوانی چیزی گزیده یکم جاش درد میکنه ولی عیبی نداره کبودیشم میتونم با موهام بپوشونم موهامو ریختم جلو رو شونه ام و جای زخمو پوشوندم یه سمت در رفتمو در رو باز کردم یه راه روی طولانی داشت یا خدا اینجا دیگه کجاس یکم تردید داشتم ولی تا انتهای راه رو رفتم تا رسيدم به یه راه پله. وایییی چقدر پلهه من چجوری این همه رو برم پایین ولی واستا انگار یه سری ادم ون پایینن این چه لباسای مسخره ایه پوشیدن نگه هالوینه؟
با هزار بدبختی از ون همه پله ومد پایین یا خدا نفسم بند ومد اخه کی این همه پله میزاره تو خونش مگه باشگاه میخاد وزن کم کنه های مادر جان نفسم برید.یکم بعد که نفسم ومد سرجاش سرمو اوردم بالا و رفتم بین جمعیتی که با لباس ها و شکل و شمایلی عجیبی هر کدوم مشغول یه کاری بودن.....
ادامه دارد.......
- ۷.۰k
- ۱۲ مرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۴)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط