{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

صبح زیبا آمد و چشم شقایق باز شد

صبح زیبا آمد و چشم شقایق باز شد
لاله زلف سرکشش را شانه کرد و ناز شد
شبنم از خورشید عالم تاب ، جانی تازه یافت
رفت بالاتر زجو با ابرها دمساز شد
صخره با امواج دریا صورتش را خوب شست
کار رستوران دریا با سحر آغاز شد
بوی صبح و زندگی شوری چنیین برپا نمود
گفت عارف یارب و با بلبلان هم ساز شد
دیدگاه ها (۳)

هیچگاه فراموش نکنیم که هیچکس بر دیگری برتری ندارد ؛مگر به " ...

***سهراب سپهری***صبح امروز کسی گفت به من؛ تو چقدر تنهایی! گف...

خدایا اینطور ادما رو از ما نگیر,اینا نباشن به کی بخندیم

باران می بارد، به حرمت کداممان؟ نمی دانم!!!!!من همین قدر می ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط