صبح زیبا آمد و چشم شقایق باز شد
صبح زیبا آمد و چشم شقایق باز شد
لاله زلف سرکشش را شانه کرد و ناز شد
شبنم از خورشید عالم تاب ، جانی تازه یافت
رفت بالاتر زجو با ابرها دمساز شد
صخره با امواج دریا صورتش را خوب شست
کار رستوران دریا با سحر آغاز شد
بوی صبح و زندگی شوری چنیین برپا نمود
گفت عارف یارب و با بلبلان هم ساز شد
لاله زلف سرکشش را شانه کرد و ناز شد
شبنم از خورشید عالم تاب ، جانی تازه یافت
رفت بالاتر زجو با ابرها دمساز شد
صخره با امواج دریا صورتش را خوب شست
کار رستوران دریا با سحر آغاز شد
بوی صبح و زندگی شوری چنیین برپا نمود
گفت عارف یارب و با بلبلان هم ساز شد
- ۴۶۵
- ۰۴ بهمن ۱۳۹۴
دیدگاه ها (۳)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط