{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

‏تو اتفاقی وارد زندگی‌ای شدی که به آن افتخار نمی‌کردم...

‏تو اتفاقی وارد زندگی‌ای شدی که به آن افتخار نمی‌کردم...
و از آن روز به بعد چیزی شروع به تغییر کرد...
بهتر نفس می‌کشیدم، از چیزهای کم‌تری متنفر بودم
و هرچه را که شایسته‌اش بود آزادانه تحسین می‌کردم...

👤 آلبر کامو

#Romantic_Time
دیدگاه ها (۰)

تمنيتُ لو أنّي احتَضنتُك بِقوة حضنً يكفيني لِكُل هذا الوقتال...

نوشته بود:«آدم هایی که یک روز عاشق هم بودن؛نمیتونن دوست معمو...

‏پختگی به سن و سال و قیافه نیست، بستگی داره چجوری زندگی کرده...

واقعیت این است که همه در زندگی عذابت خواهند دادفقط باید کسان...

پدر بزرگ من یه کله پز بود

سوالل

Part:56. #ریاست.عشق𝐓𝐡𝐞.𝐩𝐫𝐞𝐬𝐢𝐝𝐞...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط