{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

از کودک فال فروشی پرسیدم چه میکنی؟ گفت از حماقت انسانها ت

از کودک فال فروشی پرسیدم چه میکنی؟ گفت از حماقت انسانها تکه نانی در می آورم! اینها از منی که در امروز خودم ماندم،فردایشان رامیخواهند..
دیدگاه ها (۱)

میتونم برات بمیرم. . .F

چه اسارت بی افتخاری است در بند حرف این و آن بودن …

بی خبر ازحال همدیگر خوابیدن چه سود؟ بر مزار مردگان خویش نالی...

عمر ما عاقبت ای دوست بسر خواهد رسید / باد پاییز ندانی بی خبر...

سفیر کبیر Grand Ambassador

سفیر کبیر Grand Ambassador

پارت ۱ [ بوی آشنا]

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط