{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

از کودک فال فروشی پرسیدم چه میکنی؟ گفت از حماقت انسانها ت

از کودک فال فروشی پرسیدم چه میکنی؟ گفت از حماقت انسانها تکه نانی در می آورم! اینها از منی که در امروز خودم ماندم،فردایشان رامیخواهند..
دیدگاه ها (۱)

اوایل که ساختمانِ رو به رویی را تخریب می کردند دلم گرفت و نا...

✦ اولین گناه ✦فصل هفدهم: جایی که هیچ‌کس نمی‌آید---مهمان‌خانه...

𓆩𐙚..دوپارتی درخواستی..𐙚𓆪ــــــــــــــــــــــــــــــــــــ...

My lovely neighbor part : 58

از کودک فال فروشی پرسیدم چه میکنی؟؟ گفت از حماقت انسانها تکه...

از کودک فال فروشے پرسیدم چه میکنے؟گفت:از حماقت انسانهاتکه نا...

از فال فروشی پرسیدم چه میکنی؟گفت:از حماقت انسانهاتکه نانی در...

از فال فروشی پرسیدم:چه میکنی؟گفت:از حماقت انسانهاتکه نانی در...

از،«فال فروشی» پرسیدم چه میکنی؟گفت؛ از «حماقت انسانها»، «تکه...

از کودک فال فروشی پرسیدم؛چه میکنی؟گفت از حماقت انسان ها تکه ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط