{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

دلتنگ توام جانا هردم که روم جایی

دلتـنگ توام جانا هردم که روم جـایی
با خود به سفر بردم یاد تو و تنـهایی
رفتم که سفر شاید درمان دلم گـردد
رفتن نبُود چاره وقتی که تو اینـجایی
از کوی تو رفتم من تا دل بشود آرام
بیهوده سفرکردم وقتی که تو مـاوایی
با یک غزل ساده از عشق تو مـیـگویم
آخرچه شود حاصل جزغصه و رسـوایی
در حسرت دیدارت بی خوابم و بـیدارم
یاد دل من هستی؟ ای مظهر زیـبـایی
تلخ ست همه ی عمرم از شدت دلتـنگی
یا سوی تو باز آیم؛ یا اینکه تو مـی آیی!
دیدگاه ها (۴)

‍ ‍ تو راگم کرده امشاید میان انبوهیاز سکوتمیان تمام فصلهای ن...

‍ ‍ باید دور شوم از خیالِ توکه هر روزدر من تکرار می شودباید ...

روزهایی هستکه دلت می گیردمی خواهی گریه کنیسال های زیادی کسی ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط