شانه عریان کرده ای گیسو پریشانـــی نــــــکن

شانه عریان کرده ای گیسو پریشانـــی نــــــکن
گر پریشان می کنی پس قصد عریانی نــــــکن
تا که صیاد است چشمت تیر با مژگان نــــــزن
بند بر پا کن ولی در خانه زندانــــی نـــــــــکن
غنچه ی لب تر کنی عقل از سر دل مــــی پرد
دست بازی گوش را درسینه پنهانی نــــــــــکن
دامن پر گل به تن کردی که مستم مـــی کـــــند
بیش ازین ها با دل من رقص ِویرانی نـــــــکن
خنده را با غنچه کردی لب به دندان می گـــزم
پسته خندان می کنی شب شعله گرداین نکن
غم نمانده در دلم از بس که نازم می کشی
دست بردار از سرم یا ناز گردانی نـــــــــــکن
آرزو مندان به احرامت ،کمرها ،بســــــــته اند
فصل رویش در منا ، لب تشنه قربانی نــــــــکن
نیمه شب شد سجده ام باطل شداز شوق حضور
خواهشن در نیمه شب ها سینه عریانی نــــــکن......
دیدگاه ها (۱)

از همان روزی که کردی رخنه در جان و تنمدل به تو بستم شدی لیلی...

𓆩 پارت ۶۸ 𓆪 🖤ات با ناباوری به مرد خیره شد.— تو از کجا منو می...

سناریو کازوتورا درخواستی

وقتی جوانی می‌گذردوقتی جوانی می‌گذرددل آدم نازک‌تر می‌شود؛ ن...

کپشنننننن🎀🤭عروسک من😈🔞پارت سی و نهم "فرشته"نیمه شب بود دستام ...

تکپارتی تهیونگ

**پارت ۱۵**شبِ سنگین و تاریک، مثل یه نقابِ سیاه روی عمارت فر...

𓆩🩸𓆪 𝐁𝐋𝐎𝐎𝐃 𝐎𝐀𝐓𝐇 ⛓️ پیمان خون | پارت ³ 🥀━━━━━━━━━━━━━━━━━━[عما...

ایا همیشه تنفر باقی می‌ماند؟✨پارت۷✨_________________🌘🌗🌖🌕🌔🌓🌒_...

{محکوم به لمس } part ۲۶ 杂交种آرو وقتی سکوتش را دید لجباز و یه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط