{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

PT:1 "دیدار دوباره در پل رود سن

PT:1 "دیدار دوباره در پل رود سن

ویو ا.ت
دوست داشتم الان که اومدم پاریس برم
پیاده رویی ...
ولی نمی دونستم کجا برم

حالا ولش برم لباس بپوشم بعد ی جایی میرم دیگه

لباس هامو پوشیدم و تاکسی گرفت

+ ببخشید آقا

@بله

+ می خوام برم ی جایی آروم پیاده رویی کنم جایی رو می شناسید؟

@ البته .. رود سن خیلی خوبه برای پیاده رویی

+ پس میشه منو ببرید اونجا

@حتمان

وقتی رسیدیم
از اون آقا تشکر کردم و پول دادم و پیاده شدم
حرکت کردم سمت پل

چند دقیقه بعد


هوا خنک بود و چراغ‌های پاریس روی آب رود سن می‌لرزیدن.

ا.ت آروم روی پل قدم می‌زد و دست‌هاشو توی جیب کتش گذاشته بود. بعد از این همه سال، برگشتن به پاریس براش حس عجیبی داشت.

یه‌دفعه صدای قدم‌هایی از پشت سرش اومد.

ایستاد.

برگشت...

و همون لحظه خشکش زد.

کوک بود

کسی که دیوونه باور عاشقش بود



بعد از ده سال، درست روبه‌روش ایستاده بود.

چند ثانیه هیچ‌کدوم حرف نزدن.

کوک آروم گفت:

— ا.ت؟

ا.ت با ناباوری لبخند کوچیکی زد.

— خودتی...؟

کوک چند قدم نزدیک‌تر شد.

_ واق...واقعا خوشحالم دیدمت

ا.ت جواب داد:

+منم

کوک جواب داد:

_ هنوز که هنوزه فراموشت نکردم بچه


ا.ت نگاهشو پایین انداخت.

— من فکر می‌کردم تو منو فراموش کردی...

کوک سرشو تکون داد.

— نه... حتی یه روزم نشد که بهت فک نکنم

ا.ت جواب داد :

+ ........

{ادامه داره}
دیدگاه ها (۱)

بانو فالوشهhttps://wisgoon.com/selin98

ادیت خودمه🤓

چند پارتی از جئون جونگ کوک ، لی ا.ت جئون جونگ کوک← پسری که ع...

می خواممممممچند پارتی بنویسمممممممممممحمایت کنید عاااا🗿🪚وگرن...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط