:غریبی میکنم با قابِ عکست نا اُمیدانهخودم هم کرده ام انگار باور برنمیگردیهزاران سالِ دیگر کاش با بویِ تو برخیزمبه دیدارم نگو که صبحِ محشر برنمیگرد