{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

به ملاقات آمدم

به ملاقات آمدم
ببین که دل سپرده داری
چگونه عمری از احساس ِ عشق، شدی فراری؟
نگاه کن
دلم را عاشقانه هدیه کردم
تو دریا باش و من
جویبار عشق
در تو جاری....
دیدگاه ها (۹)

دوست داشتنگاهی وقت ها تحمل است.اینکه بتوانی با زخم های زندگی...

دست سرد و...بغض مرد و...نیمکت ِ خالی!تلخ و غمگین...دلخور از ...

تنها پرانتزی که دوست ندارم بسته شود لبان توست،،،وقتی می خندی...

این پست رو تقدیم به آبجی گلم (حمیده جان) می کنم ، ،ممنون از ...

من سراپا همہ شورم ، هیجانم با تورمزِ تمدیدِ حیاتم ؛ ضربانم ب...

من با تو نگویم كه تو پروانه‌ی من باشچون شمع بیا روشنی خانه‌ی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط