{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

و خورشید لحظه‌یی سوزان است،

و خورشید لحظه‌یی سوزان است،
مغرور و گریزپای
لحظه‌ی مکررِ سوزانی‌ست
از همیشه
و در آن دَم که می‌پنداری
بر ساحلِ جاودانگی
پا بر خاک نهاده‌ای
این تنگ چشم
از همه وقتی پادرگریزتر است

#احمد_شاملو
دیدگاه ها (۱)

🌱عزیزکم،دنیا آن‌قدر به تو فرصت نمی‌دهدکه تمام عمرت را صرفِ غ...

[ #وطنِ ] من آغوشِ توست... من از تمامِ این شهر فقط دلم برا...

هنوز دنبالت می‌گردم، انگار نمی‌خواهم باور کنم این دنیا می‌تو...

😘❤️💔😘پاییز که می‌رسد،جهان آهسته‌تر نفس می‌کشد؛انگار خداوند، ...

ای یار ناشناخته من دوست دارمتگاهی به جان و گاه به دل می سپار...

🌱پاییز که می‌رسد،جهان آهسته‌تر نفس می‌کشد؛انگار خداوند، پیش ...

چند پارتی پارت آخرآبِ یخ، مثل هزاران سوزنِ تیز، پوستِ جونگکو...

این متن مود این روز هامونه:وقت برای انجام کار اضافه نداشت،شب...

#دلدارزمانی ک تو باشیزندگی برایم قشنگ‌ ست عاشقی برایم با معن...

فصل دومپارت دوازدهم | شروع یک عشق واقعیبعد از آن شب...همه‌چی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط