{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

ﺧﺒﺮﺕ ﻫﺴﺖ ﮐﻪ ﺩﻟﺘﻨﮓ ﻧﮕﺎﻫﺖ ﺷﺪﻩ ﺍﻡ

ﺧﺒﺮﺕ ﻫﺴﺖ ﮐﻪ ﺩﻟﺘﻨﮓ ﻧﮕﺎﻫﺖ ﺷﺪﻩ ﺍﻡ
ﺑﯿﻘﺮﺍﺭ ﺗﻮ ﻭ ﭼﺸﻤﺎﻥ ﺳﯿﺎﻫﺖ ﺷﺪﻩ ﺍﻡ

ﺧﺒﺮﺕ ﻫﺴﺖ ﺩﻟﻢ ﻣﺴﺖ ﺣﻀﻮﺭ ﺗﻮ ﺷﺪﻩ
ﻋﺎﺷﻖ ﻭ ﺷﯿﻔﺘﻪ ﯼ ﺯﻧﮓ ﺻﺪﺍﯾﺖ ﺷﺪﻩ ﺍﻡ

ﺧﺒﺮﺕ ﻫﺴﺖ ﮐﻪ ﺑﺎﺭﺍﻥ ﻭ ﺑﻬﺎﺭﻡ ﺷﺪﻩ ﺍﯼ
ﭼﻮﻥ ﭘﺮﺳﺘﻮﯼ ﻣﻬﺎﺟﺮ، ﻧﮕﺮﺍﻧﺖ ﺷﺪﻩ ﺍﻡ

ﺧﻂ ﺑﻪ ﺧﻂ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﺍﻡ ﭘر ﺷﺪﻩ ﺍﺯ ﺑﻮﺩﻥ ﺗﻮ
ﺧﺒﺮﺕ ﻧﯿﺴﺖ ﻭ ﺷﺎﺩﻡ ﮐﻪ ﻓﺪﺍﯾﺖ ﺷﺪﻩ ﺍﻡ
دیدگاه ها (۲)

پیچڪی در خانه دارم با صدایم آشناستبا غزلهای منو حال و هوایم ...

حال آدم که دست خودش نیستعکسی می بیندترانه ای می شنودخطی می خ...

قلب ،مهمانخانه نیست که آدم‌ هابیایند دو سه ساعت یا دو سه روز...

یک نفر هست  صمیمانه تو را می خواهدمثل یک عاشق دیوانه تو را م...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط